گريز از اين سؤال ، عبارت را به وجهى كه نادرستى آن آشكار است ، حمل كرده است . او گفته است : خداوند متعال به ابراهيم عليه السّلام دستور داد چهار پرنده را برگزيند و هريك را روى كوهى قرار دهد ، تعبير او از « جزء » يكى از چهار پرنده است ، پس به آن حضرت دستور داد ، آنها را در حالى كه زنده بودند ، ندا كرده ، آنها را به اجابت ندايش تمرين دهد تا هرگاه آنها را بخواند ، بهسوى او آيند به عقيدهء او غرض از اين كار آن بوده است كه اگر خداوند متعال ، زنده كردن مردگان و برانگيختن آنها را اراده كند ، همانند اين پرندگان با تمرين و عادت دادن ، فرمان و دعوت الهى را اجابت كرده و زنده مىشوند . اين پاسخ نمىتواند جايگاهى را براى خود بيابد ، زيرا خواهش ابراهيم ( ع ) از خداوند آن بوده است كه چگونگى زنده كردن مردگان را نشان دهد و آمدن پرندگان زنده ، از سر تمرين و عادت ، متضمّن اجابت چنين خواستى نيست و حجّتى در اين مقوله شمرده نمىشود . آنچه او مدّعى آن است تنها توضيحى در پاسخ به سؤال است ، مشروط بر آنكه آن سؤال به نحوى كه آن را ذكر نموديم ، باشد .
و اگر گفته شود ، اجابت پرندگان به نداى ابراهيم عليه السّلام پس از به هم آمدن اجزا و يافتن زندگى دوباره چه فايدهاى داشته است . زيرا آن حضرت وقتى به هم پيوستن اعضاى آنها ، تركيب شدن اجزا با يكديگر و زنده شدن مجدّدشان را ديد به علم مورد نظر دست يافته بود . به عبارتى « ندا » ( خواندن ) زمانى معنىدار بود كه پرندگان جزءجزء و قطعهقطعه شده بودند .
مىگوييم : ندا كردن آن حضرت فايدهاى روشن داشت . زيرا علم مورد درخواست پس از بازگشت زندگى به پرندگان و مشاهدهء به هم آمدن اجزا ، حاصل نمىگرديد ، بلكه يقين و آرامش قلبى مورد خواهش ، زمانى تحقق مىيافت كه آنها شتابان بهسوى او آمده نزديك وى مىشدند .
ابراهيم عليه السّلام و طلب آمرزش براى كافران
سؤال : معنى اين سخن خداوند متعال كه مىفرمايد :
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ
« 1 » چيست ؟ چگونه رواست كه آن حضرت براى كافرى استغفار كند و يا وعدهء استغفار به او دهد ؟
هامش
( 1 ) - توبه ( 9 ) آيه 114 . استغفار ابراهيم عليه السّلام براى پدرش ( عمويش ) جز به خاطر وعدهاى كه به او داده بود ، نبوده است .