تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
است . و منظور از خواندن ، اشاره به آن پرندگان مىباشد . چه‌بسا كه انسان به چهارپايى اشاره كرده ، او را امر به آمدن يا رفتن مىكند و آن حيوان نيز اين اشاره را مىفهمد . اطلاق « دعوت » ( خواندن ) بر اين اشاره نيز رواست . امّا اين كه اصل « دعوت » ( خواندن ) حقيقت خارجى داشته يا مجازا چنين گفته شده است [ خود بحثى مستقلّ است ] ابو جعفر طبرى مىگويد : اين خواندن نه امر و نه دعوت بوده است ، بلكه بيانى براى هست شدن و به وجود آوردن مىباشد . چنان‌كه خداوند متعال دربارهء مسخ‌شدگان فرموده است :
كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
« 1 » و با اين بيان از مسخ و تغيير ماهيّتشان ، بىهيچ فرمان و خواندنى ، خبر داده است . با اين تأويل معنى عبارت چنين خواهد بود : ثمّ اجعل على كلّ جبل منهنّ جزءا ، فإنّ اللّه تعالى يؤلّف تلك الأجزاء و يعيد الحياة فيها ، فيأتينك سعيا ( سپس جزئى از هريك را بر كوهى قرار ده ، خداى متعال آن اجزا را به هم پيوند داده ، زندگى را بدانها بازمىگرداند و آنها با سرعت به‌سوى تو مىآيند ) . اين توجيه نيز نزديك و معقول است . و چنانچه سؤال شود : ( بنا به صورت نخست [ « دعوت » خواندن در حال زنده بودن ] ) چگونه مىتواند خواندن آنها در حالى كه زنده بوده‌اند ، درست باشد ؟ زيرا ظاهر آيه خلاف آن را گواهى داده ، مىفرمايد :
ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً
« 2 » و اندكى بعد و بدون فاصله‌اى مىگويد :
ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
« 2 » كه همهء اين قرائن نشان مىدهد خواندن آنها در حالى بوده است كه به صورت اجزايى متفرّق بوده‌اند . مىگوييم : مسئله چنان‌كه در سؤال طرح شده ، نيست زيرا به‌طور قطع آيهء
ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً
« 2 » تقدير ( فرض ) محذوفى دارد ؛ آن فرض محذوف : فإنّ اللّه يؤلّفهنّ و يحييهنّ ثمّ ادعهنّ يأتينك سعيا مىباشد . يعنى : قسمتى از آنها را بر كوهى قرار داده ، سپس آنها را بخوان . پس خداوند آنها را جمع كرده ، به هم مىپيوندد و زنده‌شان مىكند . سپس آنها را بخوان تا شتابان به‌سوى تو آيند . آن‌كه اين خواندن و ندا كردن را در حال مرده بودن پرندگان نيز مىداند ، ناچار به فرض محذوفى در ادامهء عبارت
ثُمَّ ادْعُهُنَّ
مىباشد زيرا مىدانيم آن اجزا و اعضا بلافاصله و پس از خواندن ، ندا را اجابت نمىكنند . بنابراين بايد در ادامهء فإنّ اللّه يؤلفهنّ و يحييهنّ فيأتينك سعيا را در تقدير و محذوف بدانند . ابو مسلم اصفهانى به قصد
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 65 و اعراف ( 7 ) آيهء 166 . بوزينه‌هايى رانده‌شده ( منفور ) شويد . ( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 260 . سپس قسمتى از آنها را بر كوهى قرار ده . سپس آنها را بخوان تا شتابان به‌سوى تو آيند .