كه گوينده زمان ماضى را مورد نظر دارد نه زمان حال يا آينده را [ به عباراتى معنى جمله چنين است : آيا قرار تو با من چنين و چنان نبوده است ؟ ] .
سؤال : معنى
فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 1 » چيست ؟
پاسخ : دانشمندان در معنى
فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ
آراء مختلفى دارند . برخى مىگويند : صرهن به معنى « نزديكشان كن » « مايلشان نما » « كجشان كن » است .
شاعر در وصف شتر مىگويد :
تظلّ معقّلات السّوق خرصا * تصور أنوفها ريح الجنوب « 2 »
يعنى باد جنوب بينىهايشان را به يك طرف خم مىكند . و طرمّاح « 3 » گفته است :
عفائف أذيال أو أن يصورها * هوى و الهوى للعاشقين صروع « 4 »
و در محاوره نيز گفته مىشود : « صر وجهك إلىّ » يعنى : چهرهات را به جانب من برگردان .
كسانى كه آيه را به اين معنى حمل مىكنند بايد محذوفى را كه سياق جمله مقتضى آن است ، در نظر گيرند . و تقدير جمله چنين خواهد بود : « خذ أربعة من الطّير فأملهنّ إليك ثمّ قطّعهنّ ثمّ اجعل على كلّ جبل منهنّ جزءا » . ( چهار پرنده را بگير ، آنها را به طرف خود مايل كن سپس آنها را قطعهقطعه كرده و قسمتى از هريك را بر فراز كوهى قرار ده )
عدهاى نيز صرهنّ را به معنى « قطعهقطعه كن » ، « از يكديگر جدا كن » دانستهاند . سرودهء توبة بن حمير « 5 » مورد استناد اين گروه است ، آنجا كه مىگويد :
فلمّا جذبت الحبل لطّت نسوعه * بأطراف عيدان شديد أسورها
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 260 . پس چهار پرنده را بگير و آنها را به هم درآميز و نزد خود نگه دار . سپس هر قسمتى از آن را سر كوهى قرار ده ؛ آنگاه آن مرغان را بخوان تا بهسوى تو شتابان پرواز كنند . و بدان كه خداوند توانا و داناست .
( 2 ) - شترهاى زانوبسته ، بىحركت و آرام بودند و باد جنوب بينىهايشان را به يكسو خم مىكرد .
( 3 ) - طرمّاح بن حكيم طائى از شاعران صدر اسلام بود كه به خوارج پيوست و از بزرگترين شاعران آنان شد . ( ناشر عرب )
( 4 ) - زنان پاكدامنى هستند مگر اينكه عشق ايشان را منحرف كند كه عشق منحرفكنندهء عاشقان است .
( 5 ) - او يكى از عاشقان مشهور عرب است كه به خاطر عشق وافرش به ليلى اخيليه و سرودن شعرهايى دربارهء او شهرت دارد .
( ناشر عرب )