تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
امكاناتى را فراهم مىنمود تا حضرتش به‌سوى يزيد برود و از اين قتلگاه نجات يابد . امّا خونخواهىهاى جاهلى و كينه‌هاى عصر بت‌پرستى در چنين اوضاعى رخ نمود . همچنين از آن شرايط بعيد نمىنمود كه بيعت‌كنندگان و كسانى كه به حضرتش قول يارى داده بودند امّا از قيام به نصرت آن حضرت بازنشسته بودند ، به‌سوى حضرت بازگشته و با مشاهدهء مقاومت ، كمى تعداد ياران و وضع [ نامناسب ] پيش‌آمده ، به كمك ايشان بشتابند ، حال يا از سر پايبندى به دين يا از سر حميّت . و گروهى نيز چنين كردند و در پيش روى حضرتش به شهادت رسيدند . و در خصوص مقايسهء كار آن حضرت با كار برادرشان ، امام حسن عليه السّلام ؛ مسئله كاملا روشن است . زيرا امام حسن عليه السّلام به قصد پيشگيرى از وقوع جنگ و بيم جان خود ، خانواده و شيعيان و احساس فريب‌كارى يارانش ، تسليم شد . در حالى كه امام حسين عليه السّلام به دليل نامه‌ها و پيمانهايى كه براى ايشان فرستاده بودند ، گمان پيروزى داشت ، توان ياران حق و سستى اهل باطل را ديد بنابراين مطالبهء حق خود و قيام [ عليه يزيد ] بر او واجب شد . امّا زمانى كه اوضاع دگرگون شد و نشانه‌هاى نيرنگ و اتفاقات بد ، پديدار گرديد ، همچون برادرش آهنگ بازگشت ، خوددارى از جنگ و تسليم نمود . ولى او را بازداشته و ميان او و بازگشت فاصله انداختند . بنابراين شرايط يكى بود جز اينكه با ظاهر شدن عوامل بيم ، تسليم و خوددارى [ از جنگ ] از آن حضرت پذيرفته نشد . و درخواست صلحش اجابت نگرديد . حضرتش جان خود [ از ايشان ] خواست ، امّا آن را از او دريغ داشتند تا آن‌كه كريمانه به بهشت و رضوان الهى شتافت . و اين براى هر تأمل‌كننده‌اى روشن و آشكار است . [ به‌عبارتى ] آن‌گاه كه دليل امير مؤمنان عليه السّلام در خوددارى از مقابله با غاصبان خلافت را بيان داشتيم و گفتيم كه اقتضاى دورانديشى و صواب ، همانى بود كه حضرتش انجام داد ، دليل كارهاى همهء امامان پس از آن حضرت ، در خوددارى از خواستن حق [ مسلّم ] امامتشان را گفته‌ايم و وجهى براى تكرار آنها براى هر امام وجود نخواهد داشت . و هنگامى چنين توضيحى لازم مىنمايد كه سخنى دربارهء آن نگفته باشيم .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 277 | الشريف المرتضى / رحيمى