تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
را يارى كردند ، گرد او جمع مىشدند . مسلم بن عقيل هم ، پس ازآن‌كه ابن زياد ، هانى را زندانى كرد به همراه گروهى از مردم كوفه نزد او رفت ، كه ابن زياد او را نيز زندانى خود كرده ، گرفتار خشم خويش نمود . پس ، از سر بيم و وحشت دستور داد درها را بر وى ببندند . گروهى نيز از هر سو به سراغ مردم رفتند و با تهديد و ارعاب ، آنان را از يارى وى بازمىداشتند . تا آن‌كه مردم پراكنده شدند ، مسلم با گروهى اندك باقى ماند و در بازگشت بر سرش آن آمد كه آمد . از ذكر اين مختصر قصد آن داشتم كه بگويم عوامل پيروزى بر دشمن فراهم بود امّا آن اتّفاق شوم كار را واژگون كرد و مسئله به آنچه همه مىدانند ، ختم شد . سرور ما ، حضرت ابى عبد اللّه [ حسين ] عليه السّلام نيز پس از اطّلاع از كشته شدن مسلم بن عقيل و به احترام نظر ديگران ، ارادهء بازگشت نمود امّا پسران عقيل به حضرتش گفتند : به خدا سوگند تا انتقام خونمان را نگيريم بازنمىگرديم يا آن‌كه به همان سرنوشت پدر رسيم . امام عليه السّلام فرمود : لا خير في العيش بعد هؤلاء يعنى : پس از اينان ( مسلم و . . . ) هيچ خيرى در زندگى نيست . بعدها « حرّ بن يزيد » و مردانى كه ابن زياد همراه او فرستاده بود ، به امام عليه السّلام رسيدند و آن حضرت را از بازگشت منع كردند . « حرّ » از آن حضرت خواست تا نزد ابن زياد برود و تسليم حكم او شود امّا امام عليه السّلام نپذيرفت و وقتى حضرتش دريافت كه هيچ راهى براى بازگشت و يا رفتن به كوفه ندارد ، راه شام را در پيش گرفت تا نزد « يزيد بن معاويه » برود زيرا او را از « ابن زياد » و اطرافيانش نرم‌تر مىدانست . و در اين راه بود كه « عمر بن سعد » با سپاهى بزرگ راه را بر ايشان بست و آنچه گفته و نوشته شده است ، رخ داد . بنابراين چگونه مىتوان گفت كه او خود را به هلاكت افكنده است ؟ به‌علاوه ، نقل شده است كه امام عليه السّلام به عمر بن سعد گفت : اختاروا منّي إمّا الرّجوع إلى المكان الّذي أقبلت منه ، أو أن أضع يدي في يد يزيد ابن عمّي ليرى فيّ رأيه و إمّا أن سيروني إلى ثغر من ثغور المسلمين ، فأكون رجلا من أهله لي ما لي و عليّ ما علىّ . يعنى : براى من يكى از دو راه را برگزينيد : يا بازگشت به جايى كه از آن آمده‌ام يا آن‌كه دستم را دست پسر عمويم يزيد گذارم تا او در كار من نظر دهد . يا اينكه مرا به مرزى از مرزهاى مسلمانان ببريد تا يكى از اهل آنجا شوم و هرچه مىكنم به خود كنم . و عمر [ در
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 275 | الشريف المرتضى / رحيمى