آيا چنين نيست كه خداوند متعال با علم به اينكه تكليف نمودن ( به زحمت افكندن ) برخى موجب كفر آنان شده ، اعتقادات باطل فراوانى را برايشان بهوجود مىآورد ، امّا با اين وصف ، اين علم مانع آن نمىشود كه خداوند وى را تكليفى نفرموده ، به رنج و مصيبتى مبتلا نكند . و چنين نيست كه ملحدان آن را راهى براى نفى آفريدگار و جبريان آن را راهى بهسوى اين قرار دهند كه آنچه از ما به عنوان قبيح تلقى شود ، براى خدا قبيح نيست . و گروهى نيز از همين آزمايشهاى الهى به عنوان عاملى براى ايجاد شكّ و سرگردانى [ در مردم ] و بهوجود آوردن شبهه در حكمت خداوند متعال و ازلى ، بهره مىجويند .
همچنانكه بيمار شدن كودكان و چارپايان بسيارى از مردم نظير ثنويان ( مشركان ، دوگانهپرستان ) ، معتقدان به تناسخ ، بكريان و جبريان را به شكّ انداخته است . امّا اين امور بر خداوند چنين ايجابى را نكرده است كه تنها مؤمنان را مكلّف داشته ، جز افراد بالغ را به درد و بيمارى مبتلا نكند . زيرا حقّ براى جويندگان آن روشن است و تكليفى در برابر كوتهبينان و شبههجويان و بهانهگيران در اين خصوص نيست . و اين مسائل در [ علم ] اصول نمونههاى فراوانى دارند كه ذكر همهء آنها به طول مىانجامد و اشارهاى بدان كافى مىنمايد .
امّا تفاوت آن حضرت ( عج ) با پدرانش عليهم السّلام ، [ بسيار ] روشن است . زيرا بيم از كسى كه گفته مىشود او قائم ، مهدى و كسى است كه با شمشير ظهور مىكند و دشمنان را شكست مىدهد و حكومتهاى [ ستمگر ] و ممالك [ فاسد ] را از بين مىبرد ، مانند بيم ديگر امامان عليهم السّلام كه با تقيّه در ميان مردم بوده و خانهنشين بودهاند ، نمىباشد . امامى كه تقيّه ، تكليف او بوده است . امّا امام مهدى ، جهاد كرده و ريشهء ستمگران را از بن مىكند .
مصلحت وجود امام مهدى ( عج )
سؤال : اگر بيم ، مقتضى مصلحت پنهان بودن آن حضرت و دورى ايشان شده است ، وضع تغيير مىيابد . چه اينكه در اين صورت مصلحت وجود امام مورد اختلاف خواهد شد .
[ زيرا ] شما معتقديد كه مصلحت وجود امام و امرونهى او هميشه وجود دارد . بنابراين غيبت امام ( عج ) ، با اعتقاد شما مخالف است .
پاسخ : مصلحتى كه استمرار وجود امام و امرونهى او را موجب مىشود ، تنها ، مسألهاى لازم براى مكلّفان است . [ يعنى مكلّفان بايد معتقد بدان باشند ] . اين مصلحت نه تغيير