باشند . و ذكر سوزاندن در روايت مذكور ، مانع از اينكه او را پيش از اين كار كشته باشند ، نيست . كشتن و سنگسار كردن مخنّثان ، نيز از راههاى مختلف ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است .
« داود بن حصين » به نقل از عكرمة و او از « ابن عباس » گفته است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : اقتلوا الفاعل و المفعول به ( لواطكننده و لواطدهنده را بكشيد . ) « عبد العزيز » از « ابن جريج » او از « عكرمه » و وى از « ابن عباس » به نقل از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز مانند آن را روايت كردهاند .
از « عمر بن ابى عمير » ، او از « عكرمه » و وى از « ابن عباس » ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مورد كسى كه مرتكب چنين كار زشتى مىشود نيز ، مانند آن را نقل كردهاند . و « ابو هريره » از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرده است كه حضرتش فرمود : الّذي يعمل عمل قوم لوط ارجموا الأعلى و الأسفل ، ارجموهما جميعا يعنى : كسى را كه كار قوم لوط را انجام مىدهد ، رجم كنيد . هم بالايى و هم پايينى را هر دو را .
حدّ لواطكننده از « ابن عبّاس » پرسيده شد ؟ [ در پاسخ گفت : ] او را بر فراز بلندترين ساختمان آبادى برده و سرنگون مىكنند و سپس سنگسار مىشود .
همچنين روايت شده است كه « عثمان » در « يوم الدّار » « 1 » بر فرازى رفت و گفت : آيا نمىدانيد كه ريختن خون مسلمان ، جز در چهار مورد حلال نيست ؛ مردى كه [ كسى را ] كشته باشد ، كه بايد كشته شود ، مردى كه با زنى شوهردار زنا كرده باشد ، مردى كه پس از اظهار اسلام ، مرتدّ شود و مردى كه مرتكب كار قوم لوط گردد .
بنابراين هيچ شكّى در واجب بودن كشتن لواطكننده و لواطشده وجود ندارد . حال چگونه امير مؤمنان عليه السّلام به خاطر برپاداشتن حدّى مشهور بر كسى كه سزاوار آن بوده است متهم به ستمگرى مىشود ؟ ! و آن حضرت ، كسى است كه پس از ضربهء ابن ملجم به رفتار نيكو با وى ، به عنوان اسير سفارش مىفرمود . و بيان داشتند كه اگر زنده مانم ، خود صاحب خونم خواهم بود و اگر مردم ، بيش از ضربهاى به او نزنيد . مثلهاش ( پارهپاره كردن بدن پس از كشتن ) مكنيد زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از اين كار حتّى در مورد سگها ، نيز نهى فرمودند .
بنابراين كسى كه از مثله كردن قاتل خود ، علىرغم خشمى كه انسان نسبت به كسى كه بر او ستمى روا داشته است و ميل به انتقام او دارد ، نهى مىكند ، چگونه نسبت به كسى كه ميان آن دو كدورت و دشمنى وجود ندارد ، چنين دستورى مىدهد ؟ و اين چيزى است كه جز دچار
هامش
( 1 ) - روزى كه او را در خانهاش محاصره كردند . - م .