براى بازداشتن امام از اين كار و تقبيح كار آن حضرت ، مناسبتر مىنمود .
و به خدا سوگند ؛ نكوهش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اين روايت [ ساختگى ] متضمّن آن است ، بزرگتر از طعن بر امير مؤمنان عليه السّلام مىباشد و [ بىشكّ ] جز بىدينى كه قصد طعنه زدن بر هر دو را داشته است ، يا دشمن لجوجى كه به آنچه خشم درونش را فرونشاند ، باكى ندارد ؛ اگر اصول مورد قبول را مورد اهانت خود قرار دهد ، آن را جعل نكرده است ضمن آنكه بىهيچ اختلافى در ميان محدّثان ، خداوند متعال ، امير مؤمنان عليه السّلام را براى ازدواج با سرور زنان ، حضرت فاطمه عليها السّلام برگزيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، خواستگاران سرشناسى از ميان اصحاب خود را به خاطر امير مؤمنان عليه السّلام با پاسخ منفى خود مواجه ساخت و فرمود : إنّي لم أزوّج فاطمة عليّا عليه السّلام حتّى زوّجها اللّه إيّاه في سمائه ( من فاطمه را به ازدواج على درنياوردم تا اينكه خداوند او را در آسمانش به ازدواج وى درآورد . ) و ما مىدانيم كه خداوند پاك از ميان مردم ، كسى را براى همسرى فاطمه ( س ) برنگزيد تا او را به غيرت آورده ، آزارى رساند ، يا اندوهگين كند و اين محكمترين دليل در ثابت كردن دروغ سازندهء اين روايت است .
بهعلاوه ، هر چيزى به همانند خود حمل مىشود . و هرآنكه با حديث آشنا بوده ، تاريخ زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير مؤمنان عليه السّلام را شنيده باشد ، از امير مؤمنان عليه السّلام ، مخالفتى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سراغ ندارد .
حضرتش هرگز و با وجود طول زمان مصاحبت ، حوادث مختلف و تغيير شرايط ، بهگونهاى نبوده است كه كارى بر خلاف ميل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انجام داده يا به خاطر عملى مورد عتاب و نكوهش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرار گرفته باشد . در حالى كه هيچيك از اصحاب نبودهاند كه به خاطر لغزش يا خطايى با توبيخ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مواجه نشده باشند . بنابراين چگونه ممكن است كه آن حضرت با اين كار ، بر خلاف عادت خود عمل كرده ، خوى و روش خود را ترك گفته باشد .
مگر بدگمانى و پردهدرى دشمنان آن حضرت نباشد .
ديگر آنكه ، دشمنان امير مؤمنان عليه السّلام نظير بنى اميّه و پيروان آنان ، كجا بودند كه اين فرصت را غنيمت شمرند ؟ چگونه اين نسبت ناروا را در رديف دروغپردازيها ، عيبها و ستمهايشان نسبت به آن حضرت قرار ندادند ؟ چگونه اين دروغ را تحمّل كرده ، از حقّى روى گرداندند در حالى كه مىدانيم هيچيك از دشمنان ، قبل از او ( كرابيسى ) چنين نقلى را ننموده است و ما كه اين عدم نقل را مىدانيم ، نشانهاى بر باطل و ساختگى بودن آن است .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٢٦٥