بحث در اين مقوله نيست ، ضمن آنكه در كتاب الشافي به تفصيل از آن سخن گفتهايم .
امّا در مورد اينكه امير مؤمنان عليه السّلام ، ابن جرموز را به خاطر كشتن زبير قصاص نكرد به يكى از دو دليل زير بوده است :
اگر ابن جرموز او را علىرغم اعلان تأمين و به فريب كشته ، يا آنكه پس از فرار وى او را به قتل رسانده باشد ، در حالى كه امير مؤمنان عليه السّلام به ياران خود دستور داده بود فرارى را دنبال نكرده ، مجروحى را نكشند ، بنابراين اگر ابن جرموز او را در حال فرار كشته باشد ، نافرمانى امام خود كرده است . امّا اينكه چرا امير مؤمنان عليه السّلام او را قصاص نكرد ، بدان جهت بود كه اولياى دم ( وارثان زبير ) چنين درخواستى نكرده بودند و آن حضرت را حاكم در اين امر نكرده بودند .
بهعلاوه عبد اللّه ، پسر بزرگ زبير ، دشمن امير مؤمنان عليه السّلام بوده ، كينه و عداوت خود نسبت به آن حضرت را آشكار كرده بود ، بنابراين حقّ خود را براى قصاص پدرش از دست داده بود . زيرا او اگر ارادهء چنين كارى را مىكرد ، بر او لازم مىشد كه دست از جنگ ، با امير مؤمنان عليه السّلام برداشته ، خود را تسليم كند و بيعت نمايد و آنگاه به مطالبهء حقّ خود برآيد تا به درخواست او ، قاتل پدرش را قصاص كنند .
دليل ديگر : چهبسا كه ابن جرموز رودررو با زبير مقابله كرده باشد و بىهيچ نيرنگ و امانى او را كشته باشد كه در اين صورت نيز سزاوار قصاص نيست . و نمىتوان قصاص او را مطالبه كرد .
اگر گفته شود : با اين تأويل ، بشارت ابن جرموز به آتش ، چه معنايى داشته است ؟
مىگوييم : معنى اين روايت ، خبر دادن از فرجام ابن جرموز است . زيرا ثواب و عقاب ، تنها در نهايت كارها و پايان آن بهدست مىآيد . همين ابن جرموز همراه خوارج عليه امير مؤمنان عليه السّلام خروج كرد و در آنجا كشته شد . بنابراين به خاطر قيام عليه امام عليه السّلام در زمرهء اهل آتش درآمد ، نه به دليل كشتن زبير .
و اگر گفته شود : به چه دليل ، خبر دادن از ورود او به جهنّم ، با ذكر كشتن زبير همراه شد باآنكه كشتن او به عنوان يك فرمانبرى و عبادت تلقى مىشود ؟
مىگوييم : دو پاسخ براى اين سؤال وجود دارد :
نخست ) قصد امير مؤمنان عليه السّلام معرّفى كردن او و خبر دادن از وضع او بوده است . زيرا
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٢٥٤