اهلشان ] در ميان آنان بود و با آن ازدواج كردهاند و به حلال صاحب فرزندانى مسلمان شدهاند و منحصرا آنچه در ميان سپاهشان است از آن شماست .
و آنچه در خانههايشان است ، ارث فرزندان و خاندانشان . پس اگر كسى بر ما تجاوزى كند ، او را به خاطر گناهش مؤاخذه مىكنيم . و اگر دست از ما بدارد ، گناه ديگرى را بر او نمىنهيم . اى برادر بكر ! به خدا سوگند در ميان شما به حكم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت به اهل مكّه داورى كردم .
آن حضرت آنچه را در ميان سپاه بود تقسيم كرد و متعرّض جز آن نشد . و تنها و تنها جاى پاى او را ، نعل به نعل ، دنبال كرديم . اى برادر بكر ! آيا نمىدانى آنچه در خانهء جنگ است حلال و آنچه در سراى تركشده ( دار هجرت ) بوده ، حرام است مگر به حقّ . مهلتى دهيد ، خدايتان رحمت كناد . اگر شما در اين رأى ، مرا انكار مىكنيد [ به من بگوييد ] چه كسى مادرش ، عائشه را به عنوان سهم خود مىگيرد ؟
گفتند : اى امير مؤمنان ، تو به حق عمل كردى و ما به خطا ، تو دانايى و ما نادان ، خداوند هدايت و استوارى [ رأى ] را به تو داده است .
در مورد ادّعاى نظّام كه اين نخستين چيزى بود كه خوارج به سبب آن نسبت به امير مؤمنان عليه السّلام حقد ورزيدند ، بايد گفت اين سخن نيز نادرست است . زيرا خوارج پيش از حكميّت هرگز در [ حقانيّت ] آن حضرت شكّ نكرده بودند و از رفتار ايشان شكايتى نداشتند .
با فرض ، پذيرفتن سخن نظّام ، چگونه مىتوان آنان را در صف ياران امير مؤمنان عليه السّلام در جنگ صفّين ديد ، در حالى كه پيشاپيش حضرتش جهاد كرده و خونهايشان را در زير پرچم او مىريختند . و [ مىدانيم كه ] جنگ صفين مدتها پس از جنگ جمل بوده است . [ با اين وضع ] او چگونه مىتواند مدّعى آن شود كه آغاز شكّ آنان [ خوارج ] نسبت به امير مؤمنان عليه السّلام در جنگ جمل بوده است ؟ اگر سستى انديشهها نبود .
على عليه السّلام و قاتل زبير
سؤال : چرا وقتى « ابن جرموز » سر زبير كه او را در وادى السباع كشته بود ، نزد حضرت آورد ، امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : و اللّه ما كان ابن صفيّة بجبان و لا لئيم ، لكن الحين و مصارع السّوء .
يعنى : به خدا سوگند كه پسر صفيّه ترسو و پست نبود ، امّا اجل و كشته شدن بد [ به سراغش آمد . ] .