تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
است [ و چنان‌كه گذشت ، اين قضيه نشانگر شكّ حضرتش در امامت خود نبود ] ، چرا از آن حضرت نقل شده است كه پس از واقع شدن حكميّت ، پيوسته اين اشعار را زمزمه مىكرد كه :
لقد عثرت عثرة لا تنجبر * سوف أكيس بعدها و أستمر و أجمع الرّأي الشّتيت المنتشر « 1 »
آيا اين سخنان حكايت از پذيرفتن آن نيست كه حكميّت ، خلاف صواب و به ناحقّ جارى شده بود ؟ [ و حضرتش اظهار پشيمانى مىكند . ] پاسخ : هر عاقلى كه روايات و اخبار صحيح را شنيده باشد ، مىداند كه امير مؤمنان عليه السّلام ، خانواده ، شيعيان و ياران آن حضرت بيش از همهء مردم درستى حكميّت و استوارى اصل آن را اظهار داشته‌اند و آنچه را كه بدان خوانده شد ، پسنديده بودند و دورانديشى موجب آن شده است . [ مىدانند ] كه آن حضرت عليه السّلام هرگز به خطايى در آن ( حكميّت ) اعتراف ننمود . از استدلال در مقابل كسانى كه نسبت به او شكّ كرده و تضعيفش نمودند ، چشم نپوشيد و غفلتى نورزيد ؛ علّت گمراهى ، نافرمانى و خروج خوارج عليه حضرت نيز تنها آن بود كه خواستند ايشان به نادرستى كار خود در قبول حكميّت اعتراف كند . امّا آن حضرت به سختى از موضع خود دفاع كرد و سخن ايشان را نپذيرفت . خوارج ، در صورتى قانع شدند كه سر به اطاعتش خم كرده و ياريش كنند كه به خطاى خود اقرار كرده و اظهار پشيمانى كند . [ امّا ] چگونه آن حضرت از چيزى خوددارى كند و به بيشتر از آن اعتراف نمايد ؟ چگونه از اندكى خشمگين شود و همهء آن را بپذيرد ؟ ! و اين چيزى است كه هيچ آشناى واقعى به او ، گمان بدان نمىبرد ؟ ! به‌علاوه ، اين نقل ، ضعيف و نادر است يعنى يا آن‌كه موضوع آن باطل است يا آن‌كه غرض انشاد آن ، چيزى جز گمان مخالفان ( اعتراف به خطايى در حكميّت ) است . زيرا معنى اين اشعار و تفسير و مراد حضرت از اظهار آن نقل شده است . در كتابهاى سيره‌نويسان ، از
هامش
( 1 ) - خطايى غير قابل جبران را مرتكب شدم . پس از آن زيركى كرده و بدان ادامه مىدهم . و رأى پراكنده و متشتت را جمع مىكنم .