نزديك شده بود . با اين كار ، دونمايگانى چون او ، راه گريزى يافته و به مستمسكى براى توقّف جنگ دست يافتند . و چه بسيار كسان ، از سپاه على عليه السّلام كه به خاطر دورى از حقّ و كژانديشى ، مقهور اين شبهه شدند و گمان كردند كه ادّعاى شاميان براى تعيين حكم به خاطر يافتن حق و تسليم شدن در برابر حجّت اقامه شده ، نه از سر فريب و نيرنگ است . بنابراين توقّف جنگ را از امير مؤمنان عليه السّلام خواسته و از او خواهش كردند كه رأى ايشان را بپذيرد .
امّا حضرتش ، چونان كسى كه علم به فريب بودن اين توطئه دارد از پذيرفتن آن خوددارى كرد و با صراحت اظهار داشت كه اين كار تنها يك نيرنگ است . امّا آنان سخن او را نپذيرفتند و بر خواستهء خود اصرار ورزيدند ؛ آن حضرت از ايستادن در برابر آنان و مخالفت با ايشان كه بيشتر سپاهيان و يارانش را تشكيل مىدادند بيمناك شد تا مبادا فتنهاى كور كه به او از جنگ با دشمنانش نزديكتر بود ، فراگير شود . از اين نيز ايمن نبود كه سرانجام كار به اين منتهى شود كه او را به دشمنش تسليم نموده يا خونش را بريزند ، پس در نهايت آزردگى ، درخواستشان را در پذيرفتن حكميّت اجابت فرمود .
و كسى كه گلوى معاويه را گرفته ، نزديك بود به زندگى [ ننگين ] ش خاتمه دهد را بازگرداند بهگونهاى كه به مالك اشتر ( رحمت اللّه عليه ) كه از ادامهء جنگ خوددارى نكرده بود و پيروزى نهايى را حس مىكرد ، گفتند : آيا دوست دارى در اينجا پيروز شوى و امير مؤمنان عليه السّلام تسليم دشمن شده ، يارانش از گرد او پراكنده شوند ؟ امير مؤمنان عليه السّلام نيز آنگاه كه قرآنها را بر فراز نيزهها درآورده بودند به ايشان گفته بود : اتّقوا اللّه و امضوا على حقّكم ، فإنّ القوم ليسوا بأصحاب دين و لا قرآن و أنا أعرف بهم منكم قد صحبتهم أطفالا و رجالا فكانوا شرّ أطفال و شرّ رجال ، إنّهم و اللّه ما رفعوا المصاحف ليعملوا بها و إنّما رفعوها خديعة و دهاء و مكيدة . يعنى : از خدا بترسيد و به راه حقّتان ادامه دهيد . زيرا اين قوم ، ياران دين و قرآن نيستند . من از شما نسبت به آنان آگاهترم و با ايشان همنشينى داشتهام ، چه آن زمان كه كودك بودهاند و چه آنگاه كه به [ صورت ] مردانى درآمدهاند . و آنان بد كودكانى بودند و بدمردانى هستند . به خدا سوگند ! آنها قرآنها را بر نيزه نكردهاند تا بدان عمل كنند . بلكه تنها قرآنها را از سر حيلهگرى و زيركى و فريب بر نيزهها كردهاند .
و بدين ترتيب براى دور كردن شرّى قوى با شرّى ضعيف و به جبران ضررى بزرگتر با زيانى كمتر ، حكميّت را پذيرفت .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٢٣٦