على عليه السّلام و ازدواج با اسير
در پاسخ به اينكه چرا حضرتش در زمان آنان با زن اسيرى ازدواج كرد ، بهاندازهء كفايت ، سخن گفتهايم - اگر بنا بر اكتفاى بدان باشد - . امّا به توضيح و شرح مسئله پرداخته ، مىگوييم :
شخص مورد نظر ، « حنفيّه » ، مادر محمّد ( رضي اللّه عنه ) است . ما در كتاب الشّافى گفتهايم كه امير مؤمنان عليه السّلام ، او را به دليل اسير بودنش ، مباح خود نشمردند ، بلكه او را به ازدواج خود درآورده ، مهريه ( صداقى ) برايش تعيين فرمودند . در اين موضوع علاوه بر شيعيان ، از طرق عامّه ( اهل سنّت ) نيز رواياتى به ما رسيده است .
« بلاذرى » « 1 » در كتاب مشهور خود با عنوان تاريخ الأشراف به نقل از « علىّ بن مغيرة بن اثرم » و « عبّاس بن هشام كلبي » و آن دو به نقل از « هشام » و او به نقل از « خراش بن اسماعيل عجلى » گفته است : قبيلهء بنى اسد به قبيله بنى حنيفه حمله كردند و « خوله » دختر جعفر را به اسارت خود درآوردند . او را در اوايل خلافت ابو بكر به مدينه آورده ، به على عليه السّلام فروختند . اين خبر به قوم « خوله » رسيد و آنان در مدينه به حضور على عليه السّلام آمدند ، سپس او را شناخته و حضرت را از جايگاه بلند « خوله » نزد خود آگاهاندند .
امير مؤمنان عليه السّلام خوله را آزاد كردند و پس از تعيين مهريهاى ، او را به ازدواج خود درآوردند حضرت از اين بانو صاحب فرزندى به نام « محمد » شده ، كنيهء او را « ابو القاسم » تعيين فرمودند .
« بلاذرى » مىگويد : اين يك واقعيّت بوده و يك خبر نيست . مراد او از اين گفته ، روايتى تاريخى است كه وى از « مدائنى » نقل نموده است . در آن روايت آمده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، على عليه السّلام را به يمن فرستاد و حضرتش در آنجا به « خوله » كه در ميان « بنى زبيد » بوده و همگى با همراهى « عمرو بن معديكرب » مرتدّ شده بودند ، دستيافت و سهم او از غنيمت به دست آمده شد .
اين واقعه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رخ داد و پيامبر به آن حضرت فرمود : إن ولدت منك غلاما
هامش
( 1 ) - احمد بن يحيى بلاذرى ، مورّخ عربزبان در بغداد به دنيا آمد و در همانجا به تحصيل علم پرداخت . او در ترجمهء متون فارسى به عربى شهرت بهسزايى يافت و مهمترين آثار او عبارتند از : فتوح البلدان و انساب الأشراف . وى نزد عموم دانشمندان به صحّت روايت و نقد شناخته مىشود . ( ناشر عرب )