تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
بيانهاى مختلف داد سخن داد به‌گونه‌اى كه دوست و دشمن و دور و نزديك در شناخت واقعى حضرتش به‌سان يكديگر درآمدند و ما ، در سخنان ايشان ، كه گاه تكرار يك مضمون بود ، شرح عذرها و مناسب شدن زمينهء سخن را مىبينيم ، سخنانى كه ايراد آن بر شخصى همانند وى نسبت به كسى كه قدرتى محدود و يارانى اندك دارد واجب بود . در مورد جنگ با بصريان و سپس نبرد صفّين بايد گفت : مسئله آنان با متقدّمانشان يكى نبود . زيرا آن حضرت عليه اين گروهها ، ياران و انصارى داشت كه تعدادشان قابل توجّه بود و اميد پيروزى برايشان وجود داشت ، هر خردمند هوشيارى ، رفتار شبهه‌آميز ايشان را ديده و ستمكارى و روىگردانى از حقّ را در آنان مىديد ، نابكارىشان جز بر اراذل و اوباش پوشيده نبود ، مورد اعتماد كسى نبوده و احتمال موفقيّت مانند ايشان نمىرفت . بنابراين مقصود و هدف جنگ با آنان ، به دلايل ذكرشده ، روشن بود . در حالى كه چنين شرايط و وضعى نسبت به متقدّمان ايشان وجود نداشت بلكه برعكس ، عموم مردم آنان را دوست داشتند و بزرگشان شمرده ، رفتار و گفتارشان را به حقّ ، و درست مىدانستند . برخى در اشتباه بودند ، عدّه‌اى به دليل دشمنى با امير مؤمنان و مخالفت بااينكه خلافت به دست آن حضرت افتد و گروهى نيز براى دست يافتن به دنيا و رسيدن به منصب و مقامى در آن ، دست از يارى على عليه السّلام برداشته بودند . بنابراين كسى كه اين دو وضع را يكى دانسته و آن دو را باهم مقايسه كند ، چونان كسى است كه دو متضادّ را در كنار يكديگر گذاشته است . چگونه با وجود چنان وضعى از آن حضرت خواسته مىشود كه چرا در مقابل خلاف متقدّمان ، همچون مقابله با متأخّران در جمل و صفّين مقابله نكرد ؟ ! در حالى كه همهء كسانى كه در اين جنگها به يارى او برخاسته بودند ، در كنار او ايستادند ، جز تعدادى اندك ، به امامت و سزاوارى دو خليفهء اوّل و دوم اعتقاد داشتند و برخى از ايشان آنان را از همهء مردم برتر مىدانستند . آن حضرت چگونه مىتوانست از ايشان در مقابله با منكر واقع شده ، يارى جسته ، وجود آنان را عامل تقويت جبههء خود شمرد ؟ از سويى ، مخالفت با معاويه ، طلحه و مانند آنان كجا و ايستادن در برابر ابو بكر ، عمر و عثمان ؟ [ بىشكّ ، اگر بىخبرى و تعصّب در زمان پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبود ] امّا اگر امير مؤمنان عليه السّلام در صفّين و ساير جنگهايش اميد پيروزى