تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
گاهى « رؤيت » به معنى « دانستن » مىباشد و در زبان [ عربى ] وجود دارد . خداوند متعال مىفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ
« 1 » ،
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
« 2 » ، يا
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ
« 3 » . و شاعر نيز مىگويد :
رأيت اللّه إذ سمّى نزارا * و أسكنهم بمكّة قاطنينا « 4 »
بنابراين جايز است كه معنى اين حديث ( إنّكم تعلمون ربّكم علما ضروريّا كما تعلمون القمر ليلة البدر من غير مشقّة و لا كدّ نظر » باشد ، يعنى : شما ، پروردگارتان را خواهيد شناخت همان گونه كه ماه را در شب بدر ، بدون هيچ رنج و زحمتى مىبينيد و درمىيابيد . و كسى را نمىرسد كه مدّعى شود اگر « رؤيت » به معنى « علم » باشد متعدّى دو مفعولى بوده و نمىتوان - به اعتقاد نحويان - به يك مفعول اكتفا نمود . و چون « رؤيت » با چشم متعدّى يك مفعولى است پس لازم است كه به دليل نبود بيش از يك مفعول ، آن را به معنى « رؤيت بصرى » ( ديدن با چشم ) دانست . زيرا نزد لغت‌شناسان « علم » به دو معنى مىباشد : علم يقينى يا شناخت و علمى كه به معنى گمان و حدس است . و علم به معنى « شناختن » بيش از يك مفعول [ به ] نمىپذيرد . به عنوان مثال مىگويند : « علمت زيدا » يعنى : زيد را شناختم . و مفعول ( به ] دوّمى براى آن نمىآورند و آن‌گاه كه به معنى « ظن » ( گمان ) باشد به مفعول دوم نيازمند خواهد بود . به‌اضافه ، گفته شده است كه ، حذف مفعول دوم به شرط دلالت كلام ، ممنوع نيست . امّا اگر گفته شود : با اين تأويل ، لازم مىآيد كه دوزخيان و بهشتيان در اين حكم ، يعنى شناخت ضرورى خداوند متعال ، يكسان باشند ، زيرا به اعتقاد شما ، شناخت مردم در آخرت ، ضرورى است . پس اگر اين حديث تنها بشارتى براى اهل ايمان باشد ، نه كافران ، تأويل شما باطل خواهد بود ؛ مىگوييم : بشارت واقعى در اين حديث ، خاصّ مؤمنان است . زيرا خبر دادن از زوال
هامش
( 1 ) - فجر ( 89 ) آيهء 6 . آيا نمىدانى پروردگارت با عاد چه كرد ؟ ( 2 ) - فيل ( 105 ) آيهء 1 . آيا نمىدانى پروردگارت با اصحاب فيل چه كرد ؟ ( 3 ) - يس ( 36 ) آيهء 77 . آيا انسان نمىداند كه او را از نطفه‌اى آفريديم ؟ ( 4 ) - دانستم كه خداوند ، آن‌گاه كه [ قبيله ] نزار را ناميد ( به‌وجود آورد ) و آنان را در مكّه سكونت داد . . .