نبخشيد . و همهء اين جهات در تأويل و شرح اين روايت روا و درست است امّا خداوند متعال و پيامبرش به مقصود آگاهترند .
سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء ديدن خداوند
سؤال : در خبرى به نقل از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده است كه حضرتش فرمود : سترون ربّكم كما ترون القمر ليلة البدر لا تضامّون في رؤيته يعنى : پروردگارتان را خواهيد ديد ، همچنانكه در شب نيمهء ماه ، ماه را مىبيند . بىآنكه به يكديگر فشار و تنگى آوريد . اين حديث از شهرت كافى برخوردار است و نمىتوان آن را شاذّ ( غير قابل قبول ) يا ضعيف دانست ؛ معنى اين حديث چيست ؟
پاسخ : اين حديث قابل ايراد است و راوى آن مورد اعتماد نيست . قيس بن حازم ، نقلكنندهء اين حديث علىرغم ابتلاء به كودنى و جنون خفيف در اواخر عمرش ، بازهم به نقل حديث مىپرداخت . و بىشكّ اين امر ، نقصى [ قابل توجه ] در او بوده ، به دليل نامشخص بودن زمان نقل ، سخنانش مردود تلقّى مىشود . زيرا معلوم نيست كه آنچه از او شنيده شده است ، در زمان سلامت او بوده يا در حال اختلال حواسّ وى .
اين راهى در پذيرفتن يا ردّ احاديث مىباشد و شايسته است در مورد كسى كه از او روايتى بدون توجه به زمان ايراد آن نقل مىشود . به عنوان يك اصل ، معتبر تلقى گردد . ضمن آنكه اگر او ازاينجهت مورد طعن و اشكال واقعى نمىشد . روايت ، غير قابل اعتماد بود .
ديگر اينكه وى به دشمنى با امير مؤمنان صلوات اللّه و سلامه عليه و انحراف از حقّ شهرت داشته است .
« قيس » همان كسى است كه مىگويد : « رأيت علىّ بن أبي طالب على منبر الكوفة يقول : « انفروا إلى بقيّة الأحزاب ، فأبغضته حتّى اليوم في قلبي . يعنى : على ابن ابى طالب عليه السّلام را در حالى كه بر منبر كوفه بالا رفته بود ، ديدم كه مىگفت : بهسوى باقىماندهء احزاب [ برويد و به همين دليل تا امروز او را در دل دشمن دارم ] . و در مواضع ديگرى نيز دشمنى و عداوت خود را نسبت به آن حضرت عليه السّلام آشكار كرده است .
بنابراين مورد وثوق نبوده ، بىهيچ شكّى عادل نيست . امّا اين حديث داراى جهت درستى مىباشد كه ، با فرض درستى روايت ، قابل نسبت بدان است .