موضوعات عمل كردهاند . بهاضافه ، كمى كاربرد در اين موضوع مورد اعتبار نمىباشد زيرا اگر كلامى در زبان عربى داراى اصل و قياس باشد ، علىرغم كمى استعمال ، كاربرد خواهد داشت .
از طرفى معنى گناه ( ستم ) آنان نسبت به حضرتش در اينجا ؛ بازداشتن ايشان از [ رفتن ] به مسجد الحرام بوده كه با اين تأويل متعدّى خواهد بود و آنگاه كه معنى مصدرى ، متعدّى باشد ، مىتوان آن را در حكم متعدّى لفظى دانست و اين از عادات ايشان ( عرب ) است كه زمانى سخن را در نظر گرفته و زمانى ديگر به لفظ آن پايبند مىمانند شاعرى مىگويد :
جئني به مثل بني بدر لقومهم * أو مثل إخوة منظور بن سيّار « 1 »
شاعر در اين بيت با لحاظ معنى « أحضر » ( فراهم آور ، حاضر كن ) براى « جئني » ، « مثل » [ دوّم ] را منصوب دانسته است زيرا اگر چنين لحاظى نبود « مثل » به دليل عطف به « به مثل » مجرور مىگرديد . يعنى : گروهى چون ايشان را بياور .
و شاعرى ديگر نيز مىگويد :
درست و غيّر آيهنّ مع البلى * إلّا رواكد جمرهنّ هباء
و مشجّج أمّا سواء قذاله * فبدا و غيّب ساره المعزاء « 2 »
او در اين بيت « مشجّج » را به دليل در نظر گرفتن معنى ، به صورت مرفوع آورده است .
زيرا « إلّا رواكد » به معنى « باقيات ثابتات » بوده و اصل عبارت « جمرهنّ باقيات ثابتات » بوده و « مشجّج » عطف به آن است . امّا چنانچه تنها عمل ، لفظ مورد نظر بود ، بايد « مشجّج » را به صورت منصوب مىآورد . و نمونههاى چنين مقولهاى فراوان است و انشاءاللّه آنچه ذكر نموديم ، موجب بسندگى و كفايت است .
محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و توبيخ الهى دربارهء آن نابينا
سؤال : آيا خداوند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به خاطر روى گرداندن از ابن امّ مكتوم و بىتوجّهى به او ،
هامش
( 1 ) - مانند بنى بدر را نسبت به قوم خود ، براى من بياور يا كسانى همچون برادران منظور بن سيّار را .
( 2 ) - نشانههاى آنان با فرسودگى ، محو شد و تغيير يافت جز غبارهايى پراكنده از آتش افروختهء ايشان كه ثابت و باقى مانده است . [ بيت دوم ] و ميخى كه تنها قسمت انتهاى آن ( گل آن ) آشكار و قابل ديدن باقى ماند امّا زمينى سنگلاخى باقيماندهء آن را در خود پنهان كرد .