همچنانكه به قصد بيان شدّت بيمارى و مبالغه در ضعف بيمار مىگويند : « إنّه جسد بلا روح » يعنى او يك بدن بىروح است .
ثُمَّ أَنابَ
( سپس توبه كرد ) به معنى « به سلامتى بازگشت » بوده است و براى بيان اختصار و حذف صورت گرفته در آيه به آيهء ديگرى كه مىفرمايد :
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
« 1 » استشهاد شده است . كه اگر به اختصار بيان نشده و بهطور مشروح مىآمد ، بايد گفته مىشد « يقول الّذين كفروا منهم » ( كافران از اهل جدال مىگويند ) امّا چنانكه مشاهده مىشود به دليل اختصار « منهم » در آيه به چشم نمىخورد .
نظير آنكه خداوند در آيه ديگر مىفرمايد :
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
« 2 » يا آيهء ديگرى كه مىفرمايد :
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً
« 2 » كه در اين آيه « منهم » ذكر شده است بر خلاف آيهء قبل .
اعشى نيز با رعايت اختصار و حذف چنين سروده است :
و كأنّ السّموط علّقها السّلك * بعطفي جيداء أم غزال « 3 »
كه اگر عدم رعايت اختصار نبود ، به جاى « علّقها السّلك » ، « علّقها السّلك منها » آمده بود . و كعب بن زهير گفته است :
زالوا فما زال انكاس و لا كشف * عند اللّقاء و لا ميل معاريل « 4 »
كه مراد وى در حقيقت « فما زال منهم أنكاس و لا كشف » ( نه كسى از آنان . . . ) بوده است . البتّه شواهد بسيار ديگرى نيز در اين معنى وجود دارد .
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) آيهء 25 . و برخى از آنان به تو گوش فرامىدهند و [ لى ] ما بر دلهايشان پردهها افكندهايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى و اگر معجزهاى ببينند به آن ايمان نمىآورند . تا آنجا كه وقتى نزد تو مىآيند و با تو جدال مىكنند ، كسانى كه كفر ورزيدند مىگويند : اين ( كتاب ) چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست .
( 2 ) - فتح ( 48 ) آيهء 29 . محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستادهء خداست . و كسانى كه با اويند بر كافران ، سختگير و با يكديگر مهربانند . خداوند كسانى را كه ايمان آورده ، كارهاى شايسته انجام دادهاند به مغفرت و پاداشى بزرگ وعده داده است .
( 3 ) - گويى آن دانههاى مرواريد به رشته كشيده شده در گردن زيبارو يا آهويى بود در اين بيت نيز « منها » ذكر نشده است . - م
( 4 ) - رفتند ( عقب نشستند ) در حالى كه نه ترسو بودند و نه به هنگام برخورد [ با ما ] بىسلاح بودند و نه ضعيف و با ترديد در كار خود . ( در اين بيت نيز « زال منهم » ، بوده است كه « منهم » حذف گرديده است . - م )