تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

يونس عليه السّلام

يونس عليه السّلام و نسبت نارواى ستمكارى

سؤال : اين آيات به چه معنى است كه مىفرمايد :
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« 1 » معنى ( غضب / خشم ) [ يونس عليه السّلام ] چه بوده و اين خشم عليه چه كسى بوده است ؟ چگونه آن حضرت گمان كرد كه خداوند بر او توانا نيست ؟ آيا مىتوان چنين گمانى را به يونس عليه السّلام برد ؟ چگونه با وجود قبح ظلم ، آن حضرت به اين كه در زمرهء ستمگران ( ظالمين ) است ، اعتراف كرد ؟ پاسخ : كسانى كه معتقدند يونس عليه السّلام نسبت به پروردگار و به دليل عدم نازل كردن عذاب ، خشمگين شده است ، به پيامبران عليه السّلام افترا بسته و در بدگمانى به آنان راه افراط را پيموده‌اند . زيرا روا نيست كه كسى جز دشمن يا نادانى به حكمتهاى الهى عليه پروردگار خود خشم گيرد . چنين كارى براى مؤمنان پيرو پيامبران عليه السّلام جايز نمىباشد چه رسد به آن‌كه خداوند پيامبران را معصوم داشته و مقامشان را بلندى بخشيده است . زشت‌تر از اين ، گمان نادانان و اسناد عدم توانايى به خداوند ، از سوى يونس عليه السّلام است و به اعتقاد ما ، چنين كسانى تقريبا از حدّ تميز و تكليف خارج [ و فاقد خرد ] اند ، خشم آن حضرت تنها عليه پيروان خود و به خاطر باقى بودن آنان بر تكذيب آن حضرت و پافشارىشان
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 87 . ذو النّون ( يونس ) را ياد كن . آن‌گاه كه خشمگين ، رفت و گمان كرد كه هرگز بر او قدرتى نداريم . پس در تاريكيها ندا داد : معبودى جز تو نيست ، تو منزّهى ، من از ستمكاران بوده‌ام .