تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
آزمايش بر تخت آن حضرت افتاده باشد ، نيست . و اين نظير مضمون آيهء [ شريفه ]
الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ
« 1 » مىباشد . و بيشتر سخن دربارهء آن جسد است كه بنا بر روايات صحيح ، مقتضى نسبت دادن قبيحى به آن حضرت نمىباشد . در بيان معنى « جسد » وجوهى گفته شده است كه برخى از آنها عبارتند از : 1 ) روزى سليمان عليه السّلام در مجلسى كه جمع بسيارى در آن حاضر بودند ، اظهار داشت : « امشب به سراغ صد زن خواهم رفت زنانى كه هريك پسرى جهادگر در راه خدا به دنيا مىآورند بنابراين روايت آن حضرت تعداد زيادى كنيز [ نه زن آزاده ] داشت و از باب ايجاد محبت و الفت چنين كلامى را بر زبان آورد . پس خداوند متعال آن حضرت را از كلامى كه ظاهر آن نشان آزمندى و اعتماد حضرتش به دنيا بود ، تنزيه كرد . تا آن‌كه مباد در اين مسئله به او تأسّى شود ؛ پس جز يكى از زنانش ، هيچ‌يك باردار نشدند و او نيز فرزندى مرده را به دنيا آورد . پس نوزاد مرده برداشته شد و چون جنازه‌اى بىروح روى تخت آن حضرت گذاشته شد تا هشدارى براى حضرتش باشد و دريابد كه نبايد چنين مسائلى را اظهار كند ، به همين دليل از پروردگارش طلب آمرزش كرد و با نماز و دعا به بارگاه قدسش پناهنده شد . » با فرض درستى اين وجه ( تأويل ) ، آيه مقتضى اسناد گناهى صغيره - علىرغم گمان برخى - نيست تا بتوان استغفار و انابهء مذكور در آيه را به جهت آن دانست . زيرا دوستى دنيا به نحو مباح آن ، گناهى نيست . اگرچه عدم آن پسنديده‌تر و بهتر است . و طلب آمرزش در اندكى پس از اين وضع ، وقوع گناهى را در آن زمان يا پيش از آن نمىنمايد بلكه تنها مىتوان آن را بدانچه كه پيشتر ، در داستان داود عليه السّلام ذكر نموديم حمل كرد . يعنى دليل استغفار را توجّه به خداوند متعال و عاملى براى كسب ثواب الهى دانست . امّا اينكه برخى علّت گناه بودن كار آن حضرت را عدم گفتن « إن شاء اللّه » ( اگر خدا بخواهد ) دانسته‌اند نيز نادرست است . زيرا اگرچه آن حضرت چنين عبارتى را بر زبان نياورد ، امّا قلب و اعتقاد حضرتش آن را باور داشته و در ضمير آن حضرت بوده است . و چنانچه در
هامش
( 1 ) - عنكبوت ( 29 ) آيهء 1 . الف . لام . ميم . آيا مردم پنداشته‌اند كه تا گفتند : ايمان آورديم ، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند ؟ و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند ، آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‌اند معلوم دارد و دروغ‌گويان را [ نيز ] معلوم دارد .