بازگرداندن آن ( خورشيد ) را نمود [ تا بار ديگر اسبها را [ به خوبى ] سان بيند . ]
ابو على جبائى و ديگران مىگويند : غروب خورشيد ، موجب ترك عبادتى گرديد كه حضرتش به هنگام عصر انجام مىداده است و آن عبادت ، نمازى مستحبّ بود كه ايشان آن را در آن هنگام مىگزارد . و مشغول شدن به اسبها و به شگفت آمدن از حركات موزون آنها موجب فراموشى انجام اين عبادت شد و به همين دليل از سر اندوه نسبت به عبادت فوتشده ، اين بيان را اظهار داشت . اين تأويل نيز مقتضى وقوع گناه يا قبيحى از سوى آن حضرت نمىباشد .
فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ
« 1 » در تأويل اين قسمت از آيه نيز وجوهى ذكر شده است كه عبارتند از :
1 ) چون اسبها آن حضرت را از انجام عبادتى غافل كرده بودند ، حضرت آنها را پى كرد و گردنها و پاهايشان را با شمشير زد . امّا اين كار به خاطر تنبيه و به عنوان عقوبت آنها نبوده است بلكه جهت آن ، پيشگيرى از مشغول شدن به آنها در آينده بوده است . از سويى ، انسان مىتواند اسب خود را براى خوردن گوشتش ذبح كند چه رسد به آنكه دليل موجّه ديگرى نيز براى اين كار يافت شود . و گفته شده است : چهبسا ، ازآنجاكه اسبها نزد آن حضرت بسيار عزيز و گرامى بودهاند ، سليمان عليه السّلام خواسته است با قربانى كردن و انفاق گوشت آنها ، كفّارهء كوتاهى خود در اداى عبادتى مستحب بپردازد . گفتهاند : وقتى حضرتش اسبهاى خوشاندام و ورزيده را مشاهده كرد ، از ديدن آنها به شگفت آمد و در نظرش زيبا نمود ، پس تصميم گرفت با آنچه در نظرش زيبا و شگفتانگيز آمده بود ، به خداوند متعال تقرّبى جويد . گواه درستى اين تأويل آيهء شريفهاى است كه مىفرمايد :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
« 2 »
ابو مسلم اين وجه را تضعيف كرده ، مىگويد : در آيه ذكرى از شمشير نشده است تا بتوان آن را به « مسح » نسبت داد و عرب ، زدن و بريدن با شمشير را « مسح » نمىگويد . او ادامه مىدهد : اگر كسى [ در تأييد اين معنى ] به اين بيت استشهاد كند كه :
مدمن يجلو بأطراف الذّرى * دنس الأسوق بالعضب الأفل « 3 »
هامش
( 1 ) - ص ( 38 ) آيهء 33 . پس شروع به دست كشيدن به ساقها و گردن اسبها كرد .
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 92 . هرگز به نيكى نمىرسيد مگرآنكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد .
( 3 ) - او كسى است كه پيوسته با قسمت بالاى كوهانهاى شتر ، چرك و خون مانده بر شمشير ، از ساقهاى پى شده را جلا مىدهد ( پاك مىكند ) .