« ف » ذكر شده است و بنا به قواعد زبان عربى اين حرف ( ف ) [ فاء سببيه ] با « أن » مقدّر در خود يؤمنوا را منصوب نموده است . بدين ترتيب اين فعل را منصوب و جايگزين جواب امر نموده ، در حالى كه واقعا جواب ( اطمس / نابود كن ) [ فعل امر ] نيست .
نظير آن جملهء « انظر إلى الشّمس تغرب » ( به خورشيد نگاه كند تا غروب كند ) مىباشد .
زيرا « تغرب » واقعا جواب فعل امر « انظر » نيست ، به عبارتى غروب كردن خورشيد به دليل نگاه بيننده نمىباشد . امّا اين فعل در موضع جواب أمر قرار گرفته و همچون آن مجزوم شده است .
ابو مسلم محمد بن بحر در تأويل اين آيه وجه عجيب ديگرى را بيان كرده ، و مىگويد :
خداوند متعال منحصرا به عنوان عذاب و انتقامى در برابر كفرشان ، ثروت و زينت دنيا را به فرعون و اطرافيانش بخشيد . و موسى عليه السّلام را نيز از ايمان نياوردنشان آگاه كرد . همان گونه كه در جايى ديگر از قرآن مىخوانيم :
فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ
« 1 »
پس موسى عليه السّلام از پروردگارش چنين خواست و گفت : پروردگارا ! اين ثروتها و زينت را در زندگى دنيا و به عنوان مايهء عذاب و وسيلهاى براى از كف دادن آخرت ايشان كه همان راه بهشت است ، به ايشان دادى تا آنان را به جهنم وارد كنى و سپس از خداوند چنين خواست :
پروردگارا ! ثروت ايشان را محو و نابود كن تا حسرت و دردشان فزونى يابد و قلبهايشان را سخت نما تا بر اين حال ( كفر ) بميرند . و اين تأويل بهدرستى و استوارى [ بس ] نزديك مىنمايد .
موسى عليه السّلام و خواهش ديدار پروردگار
سؤال : تأويل آيهء
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي
« 2 » چيست ؟
هامش
( 1 ) - توبه ( 9 ) آيهء 55 . مباد كه ثروتها و فرزندانشان تو را به شگفت آورد ، خداوند مىخواهد آنان را با اين ( ثروت و فرزندان ) در دنيا عذاب كند و كافر از دنيا روند .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 143 . و چون موسى به ميقات ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، موسى گفت : پروردگارا ! خود را به من نشان ده تا تو را ببينم و خداوند فرمود : هرگز مرا نخواهى ديد .