تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
در اين بيان ، چنين خواهشى به ( سفها / نادانان ) نسبت داده شده و نشان مىدهد كه اين درخواست به سبب ايشان و مطالبهء چيزى كه ممكن نيست ، بوده است . 4 ) ذكر ( جهرة / آشكارا ) در تقاضاى ديدن است ، زيرا اين نوع ديدن ( ديدن آشكار ) تنها به ديدن با چشم گفته مىشود و نمىتوان از آن ، ديدن به معنى علم ( دانستن ، شناختن ) را اراده نمود . و اين نكته بر اين تأكيد مىكند كه آن درخواست براى رسيدن به علم ضرورى ( شناخت و حصول يقين ) - بنا به آنچه در جواب بعد ابراز مىكنيم - نبوده است . 5 ) كلام خداوند ؛ آنجا كه مىفرمايد :
أَنْظُرْ إِلَيْكَ
« 1 » زيرا اگر طلب رؤيت را به ظاهر حمل كنيم كه به صورت متكلم وحده آمده است ، ( انظر / تا ببينم ) نيز درست و مطابق با لفظ گذشته خواهد بود . ولى اگر آن را به علم ضرورى ، حمل و منسوب كنيم ، بايد قائل به وقوع حذفى در عبارت باشيم . و در آن صورت فرض ( تقدير ) جمله چنين خواهد شد : « أرني أنظر إلى الآيات الّتي عندها أعرفك ضرورة » يعنى خود را به من بنما تا نشانه‌هايت را ديده و به ضرورت تو را بشناسم [ بنابراين مراد از « ارائه » ، شناختن است . ] همچنين در شرح اين تأويل و در پاسخ به كسانى كه مىگويند او تقاضاى ديدن خداوند را به خاطر قومش ابراز داشت ، گفته مىشود : اگر به اعتقاد شما « ديدن واقعى » چيزى جز مشاهده با چشم است ، چگونه مىتوان
أَنْظُرْ إِلَيْكَ
« 1 » را مشاهده با چشم دانست . [ يعنى ،
« أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
هم به معنى شناخت خواهد بود ] اگر بگوييد : ممكن است خواستهء آنان ، ديدن با چشم به جهت يا سويى خاص بوده ، آن حضرت به‌طور دقيق ، خواهش ايشان را بيان داشته است ، [ در پاسخ ] گفته مىشود : اين موجب نقض سخن شما در اين جواب ، بين خواهش ملاقات و خواستن هر ناممكنى ، نظير زن و فرزند [ براى خدا ] بوده و مقتضى جسم بودن [ خداوند ] است . به عبارتى ، شكّ در ديدن خداوند ، مانع دست يافتن به شناختى درست به‌وسيلهء شنيدن نبوده است . و شك در همهء آنچه ذكر شد مانع آن [ شناخت ] است . زيرا شكى كه مانع شناخت توسط گوش نمىشود ، تنها در ديدنى است كه همراه با « نظر » بوده ، و مقتضى تشبيه مىباشد . اگر بگوييد : ذكر « نظر » مجازا به خود رؤيت ( مشاهده با چشم ) حمل مىشود زيرا ناميدن چيزى به نام راه كسب آن يا چيزى كه با آن قرين و همراه است ، در ميان عرب يك سنّت است .
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 143 . تا تو را ببينم .