مىتواند با اراده قرين گردد در حالى كه خداوند متعال ناممكن بودن وقوع آن و ناتوانى ايشان را [ از آوردن سخنى مانند قرآن ] مىداند . بنابراين اين تحدّى واژهاى قراردادى براى اقامهء حجّت عليه متحدّى ( به مبارزه خوانده شده ) و بيانى براى نشان دادن ناتوانى و قصور او در موضوع مورد تحدّى است .
امّا تقاضاى افكندن ريسمانها و چوبدستيها و وقوع فعل ناشى از آن ، در حالى است كه هنوز كارى از جانب موسى عليه السّلام واقع نشده است . بهعلاوه افكندن ريسمانها و چوبدستيها از سوى ساحران ممكن بوده است [ بر خلاف تحدّى پيامبر اسلام ( ص ) كه مىدانست آوردن مانندى براى قرآن از سوى مشركان ممكن نيست . ] بنابراين درست نيست كه گفته شود مراد از آن ناتوان شدن ايشان در افكندن ريسمانها و چوبدستيها به دليل ناممكن بودن اين كار است و با اين شرح ، چارهاى جز اعتقاد به مشروط بودن فرمان موسى عليه السّلام باقى نمىماند .
بهعلاوه ممكن است كه اين فرمان از نوع تحدّى بوده است . بدين ترتيب كه بهطور برابر در آن شركت جسته و براى مردم چنين خيالى را نينگيزند كه كار ايشان ( ساحران ) داراى حقيقت است .
زيرا سحر آنان چيزى متفاوت از معجزهء موسى عليه السّلام ، يعنى تبديل شىء جامد ( بىروح ) به موجودى زنده بود . و چون اين كار ( حيات بخشيدن به جماد ) در توان آنان نبود ، گويى آن حضرت ايشان را به تحدّى ( مبارزه ) فراخوانده است تا حجّت خويش را آشكار و هدايت خود را نمايان سازد .
خداوند متعال با روشنترين شكل ممكن ، به اين داستان پرداخته ، مىفرمايد :
وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ
،
قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ
« 1 » .
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 113 و 119 . ساحران نزد فرعون آمده ، گفتند : آيا ما پاداشى داريم اگر تنها پيروزان [ اين مبارزه ] باشيم .
( فرعون ) گفت : آرى [ در آن صورت ] شما از نزديكان ( من ) خواهيد بود . ( ساحران ) گفتند : اى موسى تو مىافكنى يا ما بيفكنيم ؟ ( موسى ) گفت : شما بيفكنيد و آنگاه كه ( ريسمانهاى خود را ) افكندند چشمهاى مردم را جادو كردند و آنان را وحشتزده و مبهوت ساختند و سحرى بزرگ را پديد آوردند و به موسى وحى كرديم كه چوبدستىات را بيفكن و آن چوبدستى به يكباره همهء جادوى آنان را بلعيد پس حق واقع گرديد و آنچه آنان انجام داده بودند باطل و نابود و مغلوب شدند و سرافكنده گرديدند .