پيامبرى را از خداوند بخواهد و اجابت خواستهاش نيز ضمانت شده بود . خداوند مىفرمايد :
وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا
« 1 » تا
قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى
« 1 » اين آيات يقين آن حضرت به مجاز بودن درخواست و استجابت دعاهاى گذشتهاش را نشان مىدهد .
بنابراين فرمود :
إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي
« 2 » تا با اين بيان وضعيت خود را براى اظهار چنين درخواستى شرح دهد . ضمن آنكه اصل درخواست هم به اذن ( فرمان ) خداوند و از سر آگاهى و يقين به اجابت آن بوده است .
موسى عليه السّلام و نسبت نارواى فرمان به كفر و جادو
سؤال : آيا در حالى كه سحر ، نوعى كفر ، پوشاندن حق و فريب است براى موسى عليه السّلام جايز بود كه ساحران را به افكندن ريسمانها و چوبدستيهاى خود فرمان دهد ؟ آيا فرمان دادن بهمانند چنين كارهايى رواست ؟ « 3 »
پاسخ : بىشك اين فرمان مشروط بوده است . گويى آن حضرت فرموده است : اگر در ادّعاى خود صادقيد ، آنچه را كه مىخواهيد بيفكنيد . زيرا آنان به عنوان يك سمبل و حجّت شناخته مىشوند . حذف شرط نيز به دليل وضوح سخن و اقتضاى موقعيّت بوده است و چنانچه مراد شرط باشد چنين چيزى ( حذف شرط ) بسيار رايج و عادى است . البته حذف شرط در اينجا مانند آيهء شريفهء :
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
« 4 » و ساير آيات تحدّى نيست زيرا در آن مواضع ، خداوند متعال مىداند كه آنان قادر بدان نيستند چه آنكه اگرچه تحدّى ( به مبارزه خواستن ) به صورت امر بوده است امّا درحقيقت امر نبوده ، همراه با ارادهء انجام نمىباشد زيرا چگونه
هامش
( 1 ) - طه ( 20 ) آيهء 29 و 30 . ( اى پيامبر ! ) آيا خبر موسى به تو رسيده است ( بهياد آور ) هنگامى ( را ) كه آتشى ديد ، پس به خانوادهاش گفت : ( همينجا ) صبر كنيد . . . پس همهء خواستههايت به تو داده شد اى موسى .
( 2 ) - شعراء ( 26 ) آيهء 13 .
( 3 ) - اشاره به آيات 80 يونس ، 66 طه و 43 شعرا مىباشد كه موسى عليه السّلام خطاب به ساحران گفت : ريسمانها و چوبدستيهايتان را بيفكنيد . - م .
( 4 ) - بقره ( 2 ) آيهء 23 . در اين آيه و نظاير آن خداوند ، كافران را به تحدّى خوانده ، مىفرمايد اگر در درستى آنچه پيامبر ادّعا مىكند ، شك داريد ، سورهاى مانند قرآن را بياوريد تا به شما ثابت شود پيامبر در اين ادّعا كه اين سخنان ( قرآن ) از سوى خداوند به او وحى مىشود ، راستگو است . م .