كه اگر او را فرابخوانند در هر جاى دورى هم كه باشد ، بازخواهد گشت .
وصى رسول خدا به نزد او آمد ، در حالى كه درد چشم داشت و پيامبر از آب دهانش او را شفا داد .
زمان مىگذشت و دسته مردم حق خود را نسبت به او از دست مىدادند .
و مرحب را با دست مقتدر كشت كه قوىترين قدر در مقابل او ضعيفترين است .
على عليه السّلام درب قلعه را چنان محكم به دست گرفت و تكان داد كه اگر افلاك را چنان تكان مىدادند ، زمين و زمان تكان سختى مىخورد و همه چيز در هم مىريخت .
او پناهدهندهء مؤمنان و اجابتكنندهء آنان است ، او شنوندهء اسرار مخفى و نجواها مىباشد .
صبحگاهان به او علاقهمند گرديد از بلندى مرتبهاش ، صبح اخلاق نيك او را آرزو مىكرد .
خداوند بلندمرتبه از اسم خودش براى او اسمى جدا كرد ، ذات خداوند بلندمرتبه است كه او را زيبا ستايش مىكند .
همانا مصطفى صلّى اللّه عليه و آله شهر علم است و على درب آن ، هركس بخواهد به شهر علم برسد بايد از درب آن بگذرد .
و اين دو سمت چپ روزگار هستند و على و احمد سمت راست آن هستند . »
راوى مىگويد : به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر دادند كه على عليه السّلام داخل دژ شده
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٦٥