پس فرمود : اى على ، برخيز و پرچم را به دست گير ، سپس او را به سوى فدك فرستاد و با آنها صلح كرد مبنى بر اينكه خون آنها ريخته نشود ، ولى ديوارهاى فدك تماما از آن پيامبر باشد .
در اين موقع ، جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت : به درستى كه خداوند عزّ و جلّ تو را فرمان مىدهد كه حق ذا القربى ( نزديكان ) را به ايشان بدهى .
پيامبر فرمود : اى جبرئيل ، نزديكان من چه كسانى هستند و حقشان چيست ؟
جبرئيل گفت : فاطمه ، ديوارهاى فدك را به او بده و براى خدا و رسول خدا در اين باغ بهرهاى نيست .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فاطمه عليها السّلام را فراخواند و در برگهاى فدك را براى او نوشت .
بعد از وفات پيامبر ، فاطمه عليها السّلام آن برگه را نزد ابى بكر برد و فرمود : اين دستنوشتهء رسول خداست براى من و فرزندانم .
راوى مىگويد : وقتى كه پيامبر خيبر را گشود ، پيكى براى ايشان مژده آورد كه جعفر بن ابى طالب عليه السّلام و يارانش از حبشه به مدينه آمدهاند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نمىدانم براى كدام يك از اين دو خوشحالى كنم ؛ براى فتح خيبر يا براى آمدن جعفر .
عمرة القضاء ( حج عمره قضا )
يك سال پس از صلح حديبيه و در سال هفتم هجرت ، در ماه ذىالقعده كه مشركين در آن ماه پيامبر را از ورود به مسجد الحرام بازداشته بودند ، پيامبر به همراه اصحابش از مدينه خارج شد و به قصد حج عمره به مكه وارد شدند . آن حضرت سه روز در مكه ماند و سپس به مدينه بازگشت .