از زهرى روايت شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جعفر بن ابى طالب عليه السّلام و ميمونة بنت الحارث عامرى را به عقد ازدواج درآوردند و كار آنها را به عباس بن عبد المطّلب واگذار كردند . بعد از ميمونه ، خواهر كوچكترش به نام ام الفضل را خود عباس از پيامبر خواستگارى كرد و با او ازدواج نمود .
وقتى كه رسول اللّه به خانهء كعبه رسيد ، به يارانش فرمان داد كه :
كتفهايتان را عريان كنيد و سريعتر طواف نماييد ؛ تا مشركين پوستشان قدرتشان را ببينند . اهل مكه ؛ از زن و مرد ، پير و جوان و خردسال ، دور آنها جمع شدند و به پيامبر و يارانش مىنگريستند ، در حالى كه آنها در كنار خانه كعبه طواف مىكردند و عبد اللّه بن رواحه ، در حالى كه شمشير بسته بود ، در جلوى پيامبر چنين رجز مىخواند : خلّوا بنى الكفار عن سبيله . . . ؛ اى فرزندان كفار ، راه محمد را خلوت كنيد . . . « 1 »
فتح مكه
فتح مكه در ماه رمضان سال هشتم هجرى اتفاق افتاد . قطب راوندى مىگويد : پيامبر با ده هزار مرد سواركار جنگى و مسلمان به قصد مكه ، از مدينه خارج شد و اهل مكه تا هنگامى كه سپاه اسلام در پايين عقبه توقف نمود ، متوجه نشدند . ابو سفيان و عكرمة بن ابى جهل به سوى عقبه حركت كردند و به دنبال كسب خبر بودند كه چشمشان به آتشهاى افروختهشده افتاد و آنها را بسيار زياد ديدند . آنها نمىدانستند كه اين آتشها از آن كيست . عباس نيز از مكه خارج شده و به سوى مدينه مىرفت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايشان را بازگرداند و همراه خود نگه داشت تا فتح
هامش
( 1 ) . سبل السّلام ، ج 3 ، ص 5 .