تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
فدعاهم و هم ألوف و لكن * ينظرون الذى يشبّ لظاها أين انتم من قسور عامرى * تتقى الاسد بأسه فى شراها أين من نفسه تتوق إلى الجنات * أو يورد الجحيم عداها فابتدى المصطفى يحدث عمّا * يوجر الصابرون فى أخريها من لعمر و قد ضمنت على اللّه * له من جنانه أعلاها فالتووا عن جوابه كسوام * لا تراها مجيبة من دعاها و إذا هم بفارس قرشى * ترجف الأرض خيفة أن يطاها قائلا ما لها سواى كفيل * هذه ذمة على وفاها « 1 »
« از او آن‌قدر قدرت و حملات زيادى آشكار شد كه از تمامى آن مردم ، چنين قدرتى برنمىآمد . روزى كه براى لشكر عمرو بن عبد ود گلوگير شده بود ، به‌طورىكه زمين و زمان براى آنها تنگ شده بود . به تنهايى به سوى مدينه سبقت گرفت و هرگز از دشمن نمىهراسيد . پس آنان را فراخواند در حالى كه آنان هزاران نفر بودند ولى كسى را نگاه مىكردند كه حرارت درون او شعله‌ور شده بود . چه كسى از شما به جنگ شير قبيلهء عامرى مىآيد ، شيرى كه شيران ديگر از رويارويى با او مىترسند ؟ كجاست آن كسى كه خود را به جنت و فردوس برساند يا اينكه دشمنش را داخل در دوزخ كند . پس برگزيدهء خدا ، محمد صلّى اللّه عليه و آله به سخن گفتن شروع كرد و از اجر و ثواب صابران در آخرت گفت .
هامش
( 1 ) . الازرية ، ص 54 .