سپس آنها به سوى غطفان آمدند و آنها را نيز به جنگ با پيامبر فرا خواندند كه آنها نيز پذيرفتند .
قريش در حالى براى جنگ با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خارج شد كه رئيس آنها ابو سفيان بود و قبيلهء غطفان به رهبرى عينية بن حصين در بنى فزاره و رهبرى حارث بن عوف در بنى مرّة و رهبرى مسعر اشجعى در اشجع ، براى جنگ خارج شدند . هنگامى كه اين خبر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، ايشان دستور داد كه خندقى در اطراف مدينه حفر كنند . در ايام حفر خندق معجزات زيادى از پيامبر ديده شد .
قريش به پيشروى ادامه دادند تا اينكه براى جمعآورى سريش كه پر تير را بدان مىچسباندند ، بين الجرف و الغابه با بيش از ده هزار نفر توقف كردند . كسانى كه به دنبال آنان بودند تا نزديكى احد توقف كردند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به همراه سه هزار نفر از مسلمانان ، در حالى كه كوهها در پشت آنها قرار داشت ، خارج شدند . در آنجا مستقر شده ، خيمه زدند و زنان و بچهها را در بلندترين بناها و خانهها گذاشتند . حىّ بن اخطب خارج شد و به سوى كعب بن اسيد ، بزرگ طايفهء قريظه ، آمد . باوجود آنكه پيامبر ( ص ) عهدنامهء صلح بسته بود ، عهدشكنى كرد و حتى كارى كرد كه كعب نيز عهدش را بشكند و اين دو عهد خود را شكستند و به دشمن يارى رساندند . در اين هنگام ترس از همه جا و توسط منافقين به مسلمين تزريق مىشد .
جنگ بين پيامبر و مشركان بيش از بيست شبانهروز به طول انجاميد و در طول اين مدت ، بين دو لشكر فقط تيراندازى مىشد . وقتى كه پيامبر ضعف قلبى بيشتر مسلمانان را ، به دليل محاصره شدن ، ديد و مشاهده
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٤١