تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
صيدگاه مىروند و شمشيرش را بركشيد و ضربه‌اى به ساق پاى عمرو بن عبد ود زد كه تاكنون خبرش مىآيد و تا به روز قيامت طنين صداى شمشيرش مىآيد كه اج اين ضربه از عبادت جن و انس بالاتر است . اين يكى از بزرگىهاى او مىباشد و بر همين منوال بقيهء آنها را حساب كن » . جابر مىگويد : اصحاب عمرو كه اين صحنه را مشاهده كردند خواستند با اسبهايشان از خندق فرار كنند اما ، نوفل بن عبد اللّه در داخل خندق افتاد و اسبش نتوانست از خندق خارج شود . مسلمانان كه با شنيدن تكبير ، براى ديدن واقعه آمده بودند ؛ او را ديدند كه در خندق است ، پس او را با سنگ مىزدند . نوفل بن عبد اللّه به مسلمانان گفت : كشته شدن در جنگ بهتر از اين ذلت است ، بعضى از شما داخل خندق شويد تا با شما بجنگم . على عليه السّلام داخل خندق شد و با او جنگيد تا اينكه او را كشت . هبيره نيز به نوفل ملحق شد . على عليه السّلام آن‌قدر با او جنگيد تا اينكه هبيره خسته شد و على عليه السّلام ضربه‌اى بر زين او زد و زره‌اش افتاد . عكرمه فرار كرد و ضرار گريخت . جابر مىگويد : كشته شدن عمرو به دست على عليه السّلام شبيه همان قصه داود و جالوت است كه در قرآن آمده است . آنجا كه مىگويد : پس آنها را به اذن الهى شكست داد و داود ، جالوت را به قتل رساند . « 1 » و « 2 » از محمد بن اسحاق روايت شده است كه وقتى على عليه السّلام عمرو را كشت ، در حالى كه صورتش درخشان و تابان شده بود ، به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفت ، پس عمر بن خطاب به على عليه السّلام گفت : اى على ، چرا زره عمرو را بر
هامش
( 1 ) . بقره / 251 . ( 2 ) . اعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 1 ، ص 372 .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 246 | الشيخ عباس القمي / راشدى