تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
بخارى و مسلم ، بر طريق خود ، هر دو اين روايت را آورده‌اند . ابو منصور محمد بن منصورى با اسناد از جابر روايت مىكند كه زنى با دو دختر نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت : اينها بچه‌هاى ثابت بن قيس ( يا سعد بن ربيع ) هستند كه در جنگ احد همراه تو بود و شهيد شد و عمويشان ميراث او را تماما تصرف كرده ، يا رسول اللّه ( ص ) چه مىفرمايى ؟ كه تا مال نداشته باشند كسى با آنها ازدواج نمىكند . پيغمبر ( ص ) فرمود : حكم خدا در اين باب بيايد ، و سورهء نساء آمد با آيهء مورد بحث . جابر گويد پيغمبر ( ص ) به من فرمود : برو آن زن و طرفش را بياور . ( آوردم ) و به عموى بچه‌ها فرمود : دو ثلث به دو دختر بده و يك ثمن به زن بده و بقيه براى خودت .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً . . .
( آيهء 19 ) . ابو بكر اصفهانى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : در جاهليت ورّاث متوفى به ازدواج با زنش حق تقدم داشتند و يا اگر دلشان مىخواست شوهرش مىدادند و اگر دلشان نمىخواست نمىدادند و خاندان زن در اين مورد اختيارى نداشتند و آيهء فوق [ در منع اين رسم جاهلى ] نازل گرديد . بخارى در تفسير و كتاب الاكراه ، اين روايت را از محمد بن مقاتل آورده است . به گفتهء مفسران بين اهل مدينه در جاهليت و اوايل اسلام ، رسم بود كه چون مردى مىمرد و زنى به جاى مىگذاشت ، ناپسرى آن مرد ، يا مرد ديگرى از خويشان متوفى مىآمد و جامه‌اى بر سر زن مىانداخت و بدين گونه در باب ازدواج ، صاحب اختيار آن زن مىشد . اگر دلش مىخواست با آن زن بدون كابين يا همان كابين قبلى ازدواج مىكرد و يا او را شوهر مىداد و كابينش را مىگرفت و به دو نمىداد و يا آنقدر اذيتش مىكرد تا زن ، خودش را به بهاى سهم الارث ميّت باز خرد ، و يا زن را نگه مىداشت تا بميرد و ارثش را بخورد . ابو قيس بن اسلت مرد و زنى به نام كبيشة بنت معن انصارى به جاى گذاشت . ناپسرى زن به نام حصن ( به گفتهء مقاتل : قيس ) برخاست و جامه بر زن افكند و بدين گونه صاحب اختيار نكاح زن شد ؛ اما به دو نزديكى نكرد و خرجى نداد و او را زير فشار گذاشته بود تا به مال خويش ، خويش را باز خرد . كبيشه نزد پيغمبر ( ص ) رفت و داستان باز گفت . پيغمبر ( ص ) فرمود : در خانه‌ات باش تا حكم خدا دربارهء تو بيايد . راوى گويد : كبيشه باز گشت و [ برخى از ] زنان مدينه مطلع شده نزد رسول اللّه ( ص ) رفته و گفتند : وضع ما نيز شبيه كبيشه است با اين تفاوت كه پسر عموهاى ما صاحب اختيار نكاح ما شده‌اند . و آيهء مورد بحث [ براى حل اين مشكل ] نازل گرديد .