تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
سدّى گويد : پيغمبر ( ص ) يهود را به اسلام دعوت كرد نعمان بن اوفى يهودى گفت : اى محمد بيا داورى نزد احبار ببريم . پيغمبر ( ص ) فرمود : داورى به كتاب خدا عرضه مىداريم . گفت : نه ، نزد احبار برويم ؛ و آيهء بالا بدين مناسبت نازل شد . اما سعيد بن جبير و عكرمه از ابن عباس روايت مىكنند كه پيغمبر ( ص ) به مدارس [ - قرائتخانه ] يهوديان رفت و جماعتى را كه در آنجا بودند به الله دعوت كرد . نعيم بن عمرو و حرث بن زيد پرسيدند : اى محمد تو بر چه دينى ؟ فرمود : بر ملت ابراهيم . گفتند : ابراهيم كه يهودى بود . فرمود : بياييد تورات را حكم قرار دهيم . نپذيرفتند ، و آيهء فوق نازل گرديد . كلبى گويد : دو تن از اهل خيبر زنا كردند و يهود حكم حد زانى را از پيغمبر ( ص ) پرسيدند . بقيه داستان در سورهء مائده ذيل آيه 22 خواهد آمد .
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ . . .
( آيهء 26 ) . ابن عباس و انس بن مالك گفته‌اند كه چون پيغمبر ( ص ) مكه را فتح كرد وعدهء ملك فارس و روم به امت خويش داد . منافقين و يهود گفتند : هيهات ، روم و فارس قوىتر و محكم‌تر از آن هستند كه به دست مسلمانان بيفتند . آيا محمد را مكه و مدينه بس نيست كه طمع فارس و روم دارد ؟ - آيهء بالا ( در جواب ) نازل گرديد . محمد بن عبد العزيز مروزى در كتابش با اسناد از سعيد بن قتاده روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) از خدا درخواست سرزمين روم و فارس را جزء امت او قرار دهد ، و آيهء مورد بحث نازل شد . استاد ابو الحسن ثعالبى با اسناد از كثير بن عبد اللّه بن عمرو بن عوف ، و او از پدر و جدش روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) روز جنگ احزاب خطبه خواند و هر چهل ذراع خندق كندن را به ده تن محول فرمود . عمرو بن عوف گويد : من و سلمان و حذيفه و نعمان بن مقرن مزنى و شش تن از انصار مشغول كندن چهل ذراع سهم خود بوديم كه ناگاه در موضعى از كف خندق به صخرهء سختى برخورديم كه كلنگ ما را شكست و ما از كار مانديم . به سلمان گفتيم بالا برو و به رسول اللّه ( ص ) خبر ده و بپرس كه آيا صخره را دور بزنيم يا دستور خاصى مىفرمايد ، كه نمىخواهيم از خطى كه ترسيم فرموده است بيرون رويم . عمرو گويد سلمان نزد پيغمبر ( ص ) رفت و حضرت زير سايبانى تركى نشسته بود . سلمان قضيه سنگ سفيد سخت را كه از دل خندق بر آمده ، و كلنگ ما را شكست باز گفت . رسول اللّه ( ص ) شخصا با سلمان از خندق پايين رفت . ما نه تن بر لب خندق بوديم . پيغمبر ( ص ) ديلم را از سلمان گرفت و ضربتى بر سنگ زد كه آن
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 54 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو