تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
است . و همگى هلاك شديم . پيغمبر ( ص ) فرمود : به نظر مىآيد شما آنچنانكه بنى اسرائيل به موسى گفتند ، مىگوييد « سمعنا و عصينا » ؛ بايد بگوييد « سمعنا و اطعنا » . گفتند : « سمعنا و اطعنا » ؛ و بيشتر بر ايشان گران آمد و سالى بر اين گذشت تا خدا تعالى گشايش و آسايش بر ايشان نازل فرمود و آيه آمد كه
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
و آيهء پيشين را منسوخ كرد و پيغمبر ( ص ) فرمود : « خدا از امت من آنچه در ضميرشان مىگذرد مادام كه بر زبان نياورده و عمل نكرده‌اند ، عفو كرد .

سورهء آل عمران

به گفتهء مفسران هيأتى از نجران نزد پيغمبر ( ص ) آمدند كه شصت سوار از آن جمله چهارده تن از بزرگان و سه تن مرجع بودند : يكى عبد المسيح امير و مشير مطاع ايشان ملقب به عاقب ، دوم ايهم پيشرو و رئيس كاروان ملقب به سيد ، سوم ابو حارثه بن علقمه اسقف و عالم و پيشوا و صاحب مدراس ايشان كه مقامى بلند داشت و كتب دينى ايشان را نيك خوانده بود و شاهان روم به سبب دانش و اجتهادش وى را تكريم نموده ، مال داده و كليساها برايش ساخته بودند . اينان به مدينه آمده موضع نماز عصر وارد مسجد پيغمبر ( ص ) شدند در حالى كه جامه‌هاى سياه و جبه و رداء بر تن داشتند و بر زىّ و صورت طايفهء حارث بن كعب بودند . يكى از اصحاب پيغمبر ( ص ) كه ناظر بوده گويد ما هيأتى چونان نديده بوديم . چون موقع نمازشان رسيده بود برخاستند و در همان مسجد رسول اللّه ( ص ) به نماز مشغول شدند و پيغمبر ( ص ) فرمود مانع نشويد و ايشان نماز به سوى مشرق گزاردند . آنگاه سيد و عاقب با رسول اللّه ( ص ) به سخن نشستند . حضرت به آن دو فرمود : اسلام آريد . گفتند ما پيش از تو تسليم خدا بوده‌ايم . پيغمبر ( ص ) فرمود : دروغ گفتيد ، فرزند خدا خواندن عيسى و خاج پرستى ، و گوشت خوك خوردن شما مانع اسلام آوردن شما است . گفتند اگر عيسى پسر خدا نيست پس پدرش كيست ؛ و همگى در باب عيسى با پيغمبر ( ص ) به محاجّه پرداختند . پيغمبر ( ص ) فرمود : آيا ندانسته‌ايد كه پسر بايد شبيه پدرش باشد ؟ گفتند : آرى ، فرمود : آيا ندانسته‌ايد كه پروردگار ما زنده است و نميرد و عيسى فانى است گفتند بلى ، فرمود : آيا ندانسته‌ايد كه پروردگار ما بر پا
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 52 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو