راه خدا خوددارى ورزيدند . همو از عكرمه روايت مىكند كه اين آيه در موضوع نفقات فى سبيل اللّه است .
ابو بكر مهرجانى با اسناد از ابن ابى جبير روايت مىكند كه انصار همواره در راه خدا تصدق و اطعام مىكردند يك سال دچار آسيب ( كم محصولى ) شدند و انفاق نكردند آيه بالا نازل گرديد .
ابو منصور بغدادى با اسناد از حكم بن عمران روايت مىكند كه ما در كنار قسطنطنيه بوديم . سر كردهء اهل مصر ، عقبة بن عامر جهنى صحابى رسول اللّه ( ص ) و سركردهء اهل شام فضالة بن عبيد صحابى رسول اللّه ( ص ) بودند . از شهر صف بزرگى از روميان بيرون آمد و ما مسلمانان نيز صف بزرگى در برابر بستيم . يكى از مسلمانان به صف روميان حمله برد و در انبوه ايشان فرو رفت و مسلمين فرياد زدند « القى بيديه الى التهلكه » اما آن مرد سالم باز گشت و ابو ايوب انصارى صحابى رسول اللّه ( ص ) گفت : اى مردم آيه را بى جا به كار نبريد و نادرست معنا نكنيد . اين آيه دربارهء ما گروه انصار نازل شد كه وقتى اسلام عزت يافت و مسلمان زياد شد بعضى با بعضى در نهان مىگفتيم : « اموال ما تباه شد و به باد رفت ، اگر بر سر كارها و مالهاى خود بوديم و كاسبى مىكرديم از بين نمىرفت » و اين آيه نازل شد در جواب ما و آنچه اندوهناكمان كرده بود و تهلكه همانا بر سر كار مال دنيا ايستادن است در حالى كه خدا ما را امر به جهاد فرموده است . و ابو ايوب پيوسته غازى و مجاهد بود تا درگذشت .
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ . . .
( آيهء 196 ) . استاد ابو طاهر زيادى با اسناد از كعب بن عجره روايت مىكند كه اين آيه دربارهء من نازل شد كه در موسم حج سرم شپش گرفت و از پيغمبر ( ص ) كسب تكليف كردم فرمود : سرت را بتراش و در عوض سه روز روزه بگير يا قربانى بنماى و يا شش مسكين را نفرى يك صاع اطعام كن .
محمد بن ابراهيم مزكى با اسناد از كعب بن عجره روايت مىكند كه اين آيه دربارهء من است . خدمت رسول اللّه ( ص ) رفتم و سه بار به من فرمود نزديكتر بيا ؛ و پرسيد آيا جانورهاى سرت ترا اذيت مىكند ؟ گفتم : بلى . دستور فرمود : ( سرت را بتراش و در عوض ) روزه بگير يا صدقه بده يا هر چه ميسرت شود قربانى كن . مسلم نيز به طريق ديگر اين روايت را آورده است .
ابو نصر احمد بن عبيد مخلدى با اسناد از عبد اللّه بن معقل روايت مىكند كه در مسجد