لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ
نازل شد و پيغمبر ( ص ) آن مرد را طلبيد و آيه را برايش خواند . پس شما حاجى هستيد .
ابو بكر تميمى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه ذو المجاز و عكاظ در جاهليت بازار مردم بود . پس از اسلام مردم از داد و ستد در آنجا اكراه داشتند تا آيهء مورد بحث نازل شد . مجاهد از ابن عباس روايت مىكند كه مسلمانان از خريد و فروش و تجارت در حج پرهيز مىنمودند و مىگفتند اين ايام ياد خداست ، تا آيهء مذكور نازل شد و در حج تجارت نيز كردند .
ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ . . .
( آيهء 199 ) . تميمى با اسناد از عايشه روايت مىكند كه اعراب از عرفات روانه مىشدند و قريش و همكيشان قريشى از مشعر الحرام راه مىافتادند و آيه بدين مناسبت نازل شد .
محمد بن احمد بن جعفر مزكى با اسناد از ابن جبير بن مطعم و او از پدرش جبير روايت مىكند كه در روز عرفه شترى گم كردم و در صحراى عرفات به جست و جوى آن پرداختم و پيغمبر ( ص ) را ديدم كه با عدهاى در عرفات است . با خود گفتم : اين مردى احمسى است در اينجا و آنجا چه مىكند ؟ - چون قريش در جاهليت به مناسبت تعصب در دين قريش حمس ناميده مىشدند و شيطان ايشان را اغوا كرده بود كه اگر حرم ديگران را بزرگ بداريد حرم شما در نظر ايشان بىقدر مىشود لذا از حرم خارج نشده در مزدلفه توقف مىكردند - پس از اسلام اين آيه نازل شد كه
ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ
- يعنى عرفات . مسلم نيز به طريق ديگر اين روايت را آورده است .
فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ . . .
( آيهء 200 ) . مجاهد گويد : مردم جاهليت هنگام توقف در موسم ، به نام و ياد پدران و ذكر انساب خويش مفاخره مىنمودند . آيه نازل شد كه
فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً
( 200 ) . حسن گويد :
اعراب ضمن سخن گفتن و صحبت كردن به نام و ياد پدرانشان سوگند مىخوردند و مىگفتند : « و أبيك إنهم لفعلوا كذا و كذا فأنزل اللّه تعالى هذه الآية » . آيه بالا بدين مناسبت نازل شد .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا . . .
( آيهء 5 و 204 ) . سدّى گويد : اين آيه دربارهء اخنس بن شريق ثقفى همپيمان بنى زهره نازل شد كه در مدينه نزد پيغمبر ( ص ) آمد