جدايى شب و روز است موقع سحر . بخارى و مسلم نيز اين روايت را از طريق ديگر آوردهاند .
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ . . .
( آيهء 188 ) . مقاتل بن سليمان گويد اين آيه دربارهء امرأ القيس بن عابس كندى و عبدان بن أشوع حضرمى نازل شده كه بر سرزمينى اختلاف داشتند و داورى نزد پيغمبر ( ص ) آوردند . عبدان مدعى بود و پيغمبر ( ص ) به نفع عبدان حكم كرد و امرأ القيس پذيرفت .
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ . . .
( آيهء 189 ) . معاذ بن جبل به پيغمبر ( ص ) گفت : يا رسول اللّه ( ص ) يهود با ما معاشرت دارند و دربارهء مسئله هلال زياد از ما پرسش مىكنند . آيهء فوق در جواب نازل شد . قتاده گويد از پيغمبر ( ص ) پرسيدند : خلقت هلال و كم و زياد شدن آن براى چيست ؟ و آيه نازل گرديد كه بگو براى تعيين اوقات و حج است . كلبى گويد : آيه مورد بحث در پاسخ دو تن از انصار يعنى معاذ بن جبل و ثعلبة بن عتمه فرود آمد كه پرسيدند : يا رسول اللّه ( ص ) قضيهء هلال چيست كه نخست مثل نخ نازك ظاهر مىشود و بزرگتر و پهنتر مىگردد تا دايرهء كامل شود و سپس از آن مىكاهد و باريك و باريكتر مىگردد تا به حال اول برسد ، چرا بر يك حال نيست ؟
وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها . . .
( آيه 189 ) . محمد بن ابراهيم مزكى از براء بن عازب روايت مىكند كه گفت : انصار موقعى كه از حج باز مىگشتند از در وارد خانه و چادر نمىشدند بلكه از پشت وارد مىشدند . اتفاق افتاد كه مردى از در وارد خانه شد بر او عيب گرفتند و آيه فوق نازل گرديد .
ابو بكر تميمى با اسناد از جابر روايت مىكند كه قريش را حمس ( - متعصب و استوار ) مىخواندند كه در حال احرام از در وارد خانه مىشدند اما انصار و ديگر اعراب در حال احرام از در وارد خانه نمىشدند . تا آنكه روزى پيغمبر ( ص ) از در بيرون آمد و قطبة بن عامر انصارى نيز با آن حضرت بيرون آمد . عدهاى گفتند يا رسول اللّه ( ص ) قطبه گناه كرد كه از در بيرون آمده ، و پيغمبر ( ص ) از قطبه سبب كارش را پرسيد . قطبه پاسخ داد از تو پيروى كردم . پيغمبر ( ص ) گفت : من مردى احمسى ( يعنى از قريش ) هستم . آن مرد گفت : من نيز بر دين توأم و آيهء مورد بحث نازل شد .
مفسران گفتهاند مردم در جاهليت و آغاز اسلام ، در حال احرام از در وارد حياط و