خانه و چادر و اطاق نمىشدند . اگر شهر نشين مىبود سوراخى در پشت خانه كنده بود از آنجا رفت و آمد مىكرد و اگر صحرا نشين بود از پشت خيمه و چادر وارد مىشد و تا خروج از احرام ، دخول از در خانه و خيمه را گناه مىدانستند . مگر اينكه از طوايف قريش و كنانه و خزاعه و ثقيف و خثعم و بنو عامر بن صعصعه و بنو نضر بن معاويه باشد كه به مناسبت تعصب و پايدارى در مراسم دينى « حمس » ناميده مىشدند . روزى پيغمبر به منزل يكى از انصار رفت و يك انصارى نيز به دنبال حضرت از در وارد شد در حالى كه محرم بود و بر اين كار مرد انصارى ايراد گرفتند . پيغمبر ( ص ) از او پرسيد :
در حال احرام چرا از در وارد شدى ؟ انصارى پاسخ داد : ديدم تو وارد شدى من هم به دنبالت آمدم . پيغمبر ( ص ) فرمود : من احمسى هستم . آن مرد گفت : من هم به پيروى از تو احمسى هستم ، بر دين توام و رهنمود و رويكرد و دين ترا پسنديده و پذيرفتهام ، و آيهء فوق در اين باب نازل گرديد .
وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ . . .
( آيهء 190 ) . كلبى گويد : اين آيه در صلح حديبيه نازل گرديد . بدين شرح كه وقتى پيغمبر ( ص ) و اصحابش از ورود به مكه منع شدند مسلمين قربانى هدى را در حديبيه انجام دادند و با مشركان معاهده شد كه سال بعد بگذارند پيغمبر ( ص ) وارد مكه شود و سه روز آزادانه طواف و ديگر مراسم را انجام دهد .
سال بعد پيغمبر ( ص ) و يارانش مجهز براى گزاردن مراسم عمرهء قضا آمدند ليكن مىترسيدند كه مشركان نقض عهد كرده مانع ورود به مسجد الحرام شوند و كار به جنگ بكشد . در حالى كه مسلمين از جنگ در ماه حرام اكراه داشتند و آيه فوق ( به جواز جنگ دفاعى در ماه حرام ) نازل گرديد .
الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ . . .
( آيهء 194 ) . قتاده گويد : پيامبر با اصحابش در ذيقعده به سوى مكه مىآمدند كه در حديبيه مشركان مانع گرديدند . سال بعد مسلمانان به مكه آمده سه شب در آنجا ماندند و در ذيقعده عمره به جاى آوردند و مشركان به كار تجاوزكارانهشان عليه پيغمبر ( ص ) در حديبيه فخر مىفروختند و آيه مورد بحث بدين مناسبت نازل گرديد .
وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ . . .
( آيهء 195 ) . سعيد بن محمد زاهد با اسناد از شعبى روايت مىكند كه اين آيه دربارهء انصار نازل شد كه ( يك سال ) از انفاق در