بهتر است و به زودى پروردگارت آنقدر عطايت مىدهد كه راضى شوى » . راوى گويد :
خداوند هزار قصر مرواريد كه خاكش از مشك است در بهشت به پيغمبر ( ص ) مىدهد با خواسته و لوازم متناسب با هر يك .
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى . . .
( آيهء 6 - 8 ) . مفضل بن احمد بن ابراهيم با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) فرمود از پروردگارم مسألتى كردم و كاش نكرده بودم .
عرض كردم خدايا به پيغمبران پيش از من موهبتها عطا كردى ، سليمان را باد مسخر شد و عيسى مرده زنده كرد و ديگرى . . . و ديگرى . . . . خطاب آمد كه « مگر نه ترا يتيم يافتم و پناه دادم ، مگر نه اينكه متحيرت يافتم و راه نمودم . . . مگر نه اينكه فقيرت يافتم و توانگر كردم مگر نه اينكه سينهات به وحى گشودم و بار گران از تو برداشتم ؟ . . . عرض كردم بلى پروردگارا » [ طبق بعضى روايات و الضحى و الم نشرح يك سوره است ، در اينجا نيز دو فقرهء اخير به آيهء اول و دوّم الم نشرح اشاره دارد ] .
سورهء علق
در آغاز كتاب ، شأن نزول آيات اول اين سوره را آورديم .
فَلْيَدْعُ نادِيَهُ سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ . . .
( آيهء 17 - 19 ) . اين آيات دربارهء ابو جهل نازل شده ، چنان كه ابو منصور بغدادى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) مشغول نماز بود . ابو جهل به او گذشت و گفت مگر به تو نگفتم عبادت اختراعى را ترك كن ؟
پيغمبر ( ص ) متوجه او شد و او را پس راند . ابو جهل گفت خود مىدانى كه به خدا كسى جمعيت مرا ندارد . آيه در جواب نازل شد كه « جمعيتش را فرا بخواند ما نيز به زودى فرشتگان موكل دوزخ را مىخوانيم » .