جايگاهش در بهشت يا جهنم معين شده ، صحابه پرسيدند يا رسول اللّه ( ص ) پس بر عمل تكيه و توكل نكنيم ؟ فرمود : عمل كنيد كه هر كس را طريقى كه براى آن آفريده شده ، آسان و آماده است . سپس اين آيات را تلاوت نمود : « و اما آنكه بخشش كرد و تقوى ورزيد و تصدق نيكو داد و فرجام نيك را باور داشت ، او را دست يافتن به آسايش و آسانى ميسر مىكنيم » .
عبد الرحمن بن حمدان با اسناد از عامر بن عبد اللّه و او از خانوادهء خود روايت مىكند كه ابو قحافه به ابو بكر گفت : پسرم مىبينم بردگان ناتوانى را مىخرى و آزاد مىسازى ، حال كه اين كار را مىكنى بهتر است از غلامان چالاك و شجاع بخرى و آزاد سازى كه از تو دفاع و در برابر دشمنان محافظتت كنند . ابو بكر پاسخ داد : پدر ، من نيت و خواست ديگرى دارم كه خود دانم . راوى ضمن صحبت افزود آيات مذكور به آخر سورهء در حق ابو بكر و بدين مناسبت نازل گرديد .
از عبد اللّه بن زبير نقل كردهاند كه بر منبر مىگفت : ابو بكر بردگان ضعيف را مىخريد و آزاد مىساخت . پدرش گفت حال كه چنين مىكنى كاش كسى را آزاد سازى كه پشتت را محكم كند و قادر به دفاع از تو باشد . ابو بكر گفت : من مدافع و همپشت نمىخواهم و آيه 17 و 18 بدين مناسبت نازل گرديد كه « هر كس مال خويش را پاك و بى ريا - يا بابت زكات - مىدهد از آتش بر كنار مىشود » .
عطاء از ابن عباس روايت مىكند كه بلال پس از اسلام آوردن به سراغ بتها رفت و آنها را ملوّث كرد . مشركان از دست او به مالكش عبد اللّه بن جدعان شكوه بردند .
عبد اللّه صد شتر براى قربانى بتان بديشان بخشيد و بلال را نيز به دستشان سپرد .
گرفتندش و روى ريگزار داغ به شكنجهاش كشيدند و او « احد ، احد » مىگفت .
رسول اللّه ( ص ) بر او گذشت و گفت : احد ترا نجات مىدهد ؛ و به ابو بكر خبر داد كه بلال را عذاب مىدهند . ابو بكر به قيمت يك رطل طلا ( برابر 180 مثقال ) بلال را خريد .
مشركان گفتند اين به سابقهء خوبى و حقى بود كه بلال بر ابو بكر داشت و آيه 19 و 20 نازل گرديد « و هيچ كس را نزد او نعمتى نبود كه حقگزارى كرده باشد بلكه تنها براى رضاجويى پروردگار والاى خويش ( آن كار را كرد ) » .
ابو بكر بن حارث در روايتى از عبد اللّه [ بن عباس ] آورده است كه آيات 1 - 4 اين سوره نيز به همين مناسبت نازل شده است : ابو بكر بلال را از امية بن خلف در برابر يك
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: الواحدي النيسابوري
ص٢٤١