تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

سورهء ليل

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى . . .
( آيهء 1 - 4 ) . مؤلف گويد ابو معمر بن اسماعيل اسماعيلى به سال 431 ه . ق . به من روايت و املاء كرد با اسناد از ابن عباس كه مردى نخلستانى داشت و شاخهء يكى از نخل‌هايش در خانهء مرد عيالوار فقيرى جلو رفته بود . وقتى صاحب نخل براى خرما چيدن بالاى نخل مىرفت از خرماهايش چند تايى به خانهء مرد فقير مىافتاد و بچه‌ها بر مىداشتند و آن مرد از نخل فرود آمده خرماها را مىگرفت و اگر در دهانشان گذاشته بودند با انگشت بيرون مىآورد . مرد عيالوار نزد پيغمبر ( ص ) از رفتار صاحب نخل شكوه كرد . حضرت فرمود : تو برو ؛ و آنگاه صاحب نخل را ملاقات كرده فرمود : آن يك نخلت را كه شاخه‌اش به خانهء فلانكس رفته به من مىبخشى كه در برابرش ترا در بهشت نخلى باشد ؟ صاحب نخل گفت : آن يك درخت ثمره‌اش از همه بهتر است ؛ و رفت . مردى به نام ابن ذحداح كه صحبت پيغمبر ( ص ) را شنيد عرض كرد يا رسول اللّه ( ص ) اگر من نخل را از صاحب باغ بخرم يا بگيرم ، آن نخل كه در بهشت وعده دادى مرا باشد ؟ حضرت فرمود : بلى . ابن ذحداح سراغ صاحب نخل رفت و صاحب نخل سختگيرى كرد و گفت : آيا خبر دارى كه محمد بابت آن يك نخل در بهشت وعده مىداد ، من گفتم از ميوهء اين خيلى خوشم مىآيد ؟ - مرد بار ديگر پرسيد آيا مىفروشيش ؟ صاحب نخل گفت : نه ، مگر اينكه قيمت غير منتظره‌اى پيشنهاد كنند . مرد پرسيد : نظرت چيست ؟ صاحب نخل گفت : چهل نخل در برابرش مىخواهم . مرد گفت اين ادعاى بزرگى است ، چهل نخل در برابر نخل كج ؟ - و سكوت كرد . سپس گفت : موافقم ، و چهل نخل به تو مىدهم . صاحب نخل گفت شاهد حاضر كن . و عده‌اى مىگذشتند آن مرد بانگ زد آمدند و گواه شدند كه آن يك نخل را در برابر چهل نخل خريده . ابن ذحداح سپس به خدمت پيغمبر ( ص ) رفت و عرض كرد آن درخت مال من شد و به تو هديه مىكنم . پيغمبر ( ص ) به در خانهء آن مرد فقير رفت و فرمود : نخل از اين پس از آن تو و خانوادهء توست ؛ و آيات مورد بحث نازل گرديد تا
« إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى »
.
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى . . .
( آيهء 5 - 10 ) . ابو عبد اللّه محمد بن ابراهيم با اسناد از على ( ع ) روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) فرمود هيچ يك از شما نيست مگر اينكه
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 240 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو