سورهء مطففين
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ . . .
( آيهء 1 - 6 ) . اسماعيل بن حسن بن محمد بن حسين نقيب با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه چون پيغمبر ( ص ) به مدينه وارد شد . كسبهء آن شهر از جهت وزن و پيمانه از جملهء متقلبترين و نابكارترين آدمها بودند ، و پس از نزول اين آيات خود را اصلاح كردند .
قرطبى گويد در مدينه تاجران كمفروشى وجود داشتند كه معاملاتشان صورت قمار و خطر كردن داشت و به صورت قرعه كشى با ريگ يا دست بسودن ، جنس مىفروختند .
آيات بالا در نهى آن نوع معاملهگرى نازل گرديد و پيغمبر ( ص ) به بازار رفته ، آيات را تلاوت فرمود .
سدّى گويد در اوان هجرت پيغمبر ( ص ) در مدينه كاسبكارى بود به نام ابو جهينه كه دو پيمانه داشت با يكى مىخريد و با يكى مىفروخت . آيات در نهى او نازل گرديد كه « واى بر كمفروشان ، آنها كه وقتى چيزى بخرند ( به سود خويش ) با پيمانهء تمام گيرند ، و چون براى فروش چيزى را بكشند يا پيمانه كنند ( به زيان خريدار ) كم دهند . . . » .
سورهء طارق
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ . . .
( آيهء 1 - 4 ) . ابو طالب شبى نان و شير براى پيغمبر ( ص ) آورد در همان حال كه نشسته بود شهابى درخشيد ، چنان كه گويى آتش گرفته ، و همه چيز را روشن ساخته . ابو طالب پرسيد : اين چه بود ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود : ستارهاى بود كه انداختندش و اين از آيات الهى است . ابو طالب در شگفت شد و آيات مورد بحث نازل گرديد : « سوگند به آسمان و اختر شبگرد ، و تو چه دانى اختر شبگرد چيست ، ستارهء شب شكاف فروزان است . . . » .