سورهء معارج
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . . .
( آيهء ، 1 ) . اين آيه دربارهء نضر بن حارث نازل شد كه گفت :
« خدايا اگر محمد به راستى از جانب توست بر ما سنگ بباران » ( آيهء 32 سورهء انفال ) و بدين گونه بر ضدّ خودش دعا كرد و نفرينش روز بدر اجابت گرديد و پس از اسارت كشته شد و اين آيه در مورد او نازل شده است كه « درخواستكنندهاى عذاب واقع شدنى را مسألت نمود » .
أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ كَلَّا . . .
( آيهء 38 - 39 ) . به گفتهء مفسران ، مشركان بر پيغمبر ( ص ) گرد آمد كلامش مىشنيدند و فايدهاى در نمىيافتند جز اينكه انكار و مسخره كرده مىگفتند : اگر اين گروه وارد بهشت شوند ما پيشتر از آنها داخل شدهايم و نصيب ما بيش از بهرهء آنان خواهد بود . آيه در جواب آنها آمد .
سورهء مدثر
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . . .
( آيهء 1 - 4 ) . ابو اسحاق احمد بن ابراهيم مقرى با اسناد از جابر روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) حكايت كرد يك ماه مجاور حراء بودم وقتى مدت تمام شد از كوه فرود آمده وارد وادى شده بودم كه ندايى شنيدم . به پيش و پس و راست و چپ نگريستم كسى نديدم . باز ندا را شنيدم سر بالا كردم او را يعنى جبرئيل عليه السلام را بر تختى در هوا مشاهده نمودم . [ دهشتزده به خانه آمده ] گفتم مرا بپوشانيد مرا بپوشانيد ! [ پوشانيدند ] آب بر من ريختند و آيه نازل شد كه « اى جامه بر خود پيچيده برخيز و تبليغ و اخطار كن ، و پروردگارت را بزرگ بدار و پوشاكت را پاكيزه و كوتاه كن » اين روايت را زهير بن حرب نيز از وليد بن مسلم از اوزاعى آورده است .
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً . . .
( آيهء 11 - 30 ) . ابو القاسم خدامى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه وليد بن مغيرة نزد پيغمبر ( ص ) آمد و آيات قرآن را شنيد و گويا كمى