كنيز توست . حضرت سوگند خورد كه ديگر به ماريه نزديك نمىشوم ، تو هم به كسى مگو . اما حفصه ماجرا با عايشه باز گفت و پيغمبر ( ص ) يك ماه از رفتن نزد زنانش عموما خوددارى كرد تا در شب بيست و نهم آيه آمد كه « اى پيغمبر ( ص ) چرا براى كسب رضايت همسرانت حلال خدا را بر خود حرام مىگردانى ؟ » .
ابو ابراهيم اسماعيل بن ابراهيم واعظ با اسناد از عايشه روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) شيرينى و عسل را دوست مىداشت و بعد از نماز عصر كه به خانه باز مىگشت نزد زنان مىرفت . روزى به اطاق حفصه دختر عمر رفت و بيش از معمول توقف كرد از حفصه سبب پرسيدم گفت : زنى از خويشانم مقدارى عسل تعارف آورده بود از آن براى حضرت شربتى ساختم نوشيد . عايشه گويد : با خود گفتم به خدا حيلهاى مىسازم . نزد سوده رفتم و گفتم الساعه پيغمبر ( ص ) نزد تو مىآيد وقتى آمد بگو يا رسول اللّه ( ص ) صمغ خوردهاى ؟ حضرت پاسخ مىدهد كه حفصه به من عسل داد . تو بگو : حتما زنبورش بر عرفط نشسته بوده است . من نيز چنين مىگويم ، صفيه تو نيز چنين بگو . به نقل عايشه ، سوده گويد : تا پيغمبر ( ص ) وارد اطاق مىشد گفتم يا رسول اللّه ( ص ) صمغ خوردهاى ؟ فرمود نه گفتم پس اين بو چيست كه از شما استشمام مىشود ؟ فرمود حفصه شربت عسل به من داد . گفتم زنبورش بر گياه عرفط نشسته بوده است . خود عايشه نيز همان گفت . صفيه نيز همان گفت . وقتى حضرت به اطاق حفصه باز گشت او پرسيد يا رسول اللّه ( ص ) از آن شربت عسل ميل دارى ؟ فرمود نه احتياجى به آن شربت ندارم .
سوده گفت سبحان اللّه عسل را حرامش كرديم . عايشه گفت : خاموش ! بخارى و مسلم نيز اين روايت را آوردهاند .
ابو عبد اللّه بن ابى حامد با اسناد از ابن ابى مليكه روايت مىكند كه سوده بنت زمعه ( زن پيغمبر ( ص ) در يمن ، خويشان مادرى داشت و برايش عسل هديه مىفرستادند .
پيغمبر ( ص ) روزى خارج از نوبت سوده نزد او رفت و از آن عسل تناول فرمود . حفصه و عايشه كه در برابر ديگر زنان پيغمبر ( ص ) با هم متحد بودند يكى به ديگرى گفت نظرت در اين باره چيست كه در غير نوبت به خانهء سوده رفته و عسل خورده ؟ اگر نزد تو آمد بينيت را بگير و چون سبب پرسيد بگو از تو بوى غير عادى به مشام مىخورد .
من نيز همين را خواهم گفت . وقتى پيغمبر ( ص ) بر يكىشان وارد شد آن زن بينيش را گرفت . حضرت پرسيد چرا بينيت را گرفتى ؟ گفت بوى تندى كه بايد بوى صمغ باشد از تو به مشام مىرسد و پيغمبر ( ص ) دوست داشت كه اگر عطرى يافت استعمال كند . وقتى
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: الواحدي النيسابوري
ص٢٣٢