پيغمبر ( ص ) آمده از بىچيزى شكوه نمود و گفت پسرم را دشمن اسير كرده و مادرش بى تابى مىكند . چه مىفرمايى ؟ حضرت فرمود : تقوى و صبر پيشه كن ، و به تو و مادر فرزندت توصيه مىكنم لا حول و لا قوة الا بالله زياد بگوييد . مرد به خانه باز گشت و به زن گفت : حضرت ، مرا و ترا به ذكر لا حول . . . توصيه كرد . زن گفت : هر چه پيغمبر ( ص ) بفرمايد نيك است و همان ذكر را تكرار مىكردند . پسرشان روزى دشمن را غافلگير كرده گريخت و گلهء گوسفندشان را هم با خود آورد كه چهار هزار رأس بود . آيه بالا بدين مناسبت نازل گرديد كه « هر كس تقوى پيشه كند خداوند راه بيرونشدى و گشايشى پيش پايش مىگذارد و از جايى كه خود گمان نمىبرد روزيش مىرساند » .
وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ . . .
( آيهء 4 ) . به گفتهء مقاتل وقتى آيهء 228 بقره نازل شد كه « زنان مطلقه سه بار پاك شدن را انتظار بكشند » خلاد بن نعمان بن قيس پرسيد يا رسول اللّه ( ص ) مدت عده زنانى كه حيض نمىشوند ( يائسه و يا كم سن و سالاند ) و نيز زنان آبستن چيست ؟ اين آيه در جواب آمد .
ابو اسحاق مقرى با اسناد از عمرو بن سالم روايت مىكند كه چون در سورهء بقره عدّهء بيوه و مطلقه نازل شد ابى بن كعب گفت : يا رسول اللّه ( ص ) بنا به اظهار زنان مدينه ، عدهاى از زنان هستند كه در مورد آنها حكمى نيامده ، حضرت پرسيد : كداماند ؟ گفت : زنان كم سن و سال - كه حيض نشدهاند - و زنان بزرگ سال - كه ديگر حيض نمىشوند .
سورهء تحريم
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ . . .
( آيهء 1 ) . محمد بن منصور طوسى با اسناد از عمر روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) در اطاق حفصه با كنيز خود ماريه قبطيه ( مادر ابراهيم پسر رسول اللّه ( ص ) كه در كودكى مرد ) خلوت كرد و حفصه متوجه شد و خطاب به پيغمبر ( ص ) گفت : اين را به اطاق من نياوردهاى مگر از اينكه در نظر تو خوار و بى مقدارم . پيغمبر ( ص ) از حفصه خواست كه موضوع را به عايشه نگويد ، و فرمود : از اين پس نزديكى با ماريه بر من حرام باشد . حفصه گفت چگونه حرام شود در حالى كه