تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
خانوادهء مهجع مولاى عمر كه اول شهيد مسلمين در بدر است و به تير عمرو بن الحضرمى كشته شد فرود آمد و پيغمبر ( ص ) فرمود : مهجع سيد الشهداء است و اول كسى است از اين امت كه به سوى بهشت خوانده مىشود . والدين و زن مهجع بيتابى مىنمودند آيهء بالا نازل شد و آگاه شدند براى رضاى خداى تعالى آزمون‌هاى گرفتارى و سختى هست .
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً . . .
( آيهء 8 ) . به گفتهء مفسران ، اين آيه دربارهء سعد بن ابى وقّاص نازل گرديد كه چون ايمان آورد مادرش جميله به دو گفت اى سعد شنيده‌ام منحرف شده‌اى ، به خدا از آفتاب و باد زير سقف نمىروم و نان و آب نمىخورم تا منكر محمد شوى و به آيين سابقت باز گردى . و سعد عزيزترين فرزند آن زن بود . اما سعد گوش به حرف مادر نداد و مادرش سه روز گرسنه و تشنه بيرون از خانه مىبود تا غش كرد . سعد نزد پيغمبر ( ص ) آمد و ماجرا باز نمود ، و آيهء بالا نازل گرديد ، و همچنين آيهء 15 سورهء احقاف و آيهء 14 - 15 سورهء لقمان . ابو سعيد بن ابى بكر غازى با اسناد از مصعب و او از پدرش سعد بن ابى وقّاص روايت مىكند كه مادرش سوگند خورد كه مطلقا حرف نزند و چيزى نخورد و نياشامد مگر آنكه سعد به كفر باز گردد . و سه روز گذشت و مادرش از شدت سختى و ناراحتى بيهوش شد و آيهء بالا نازل گرديد .
وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي . . .
( آيهء 8 ) . احمد بن محمد بن عبد اللّه بن حافظ با اسناد از ابو عثمان نهدى و او از سعد بن مالك روايت مىكند كه اين قسمت از آيه دربارهء من نازل شد . من فرزندى نيك و مطيع براى مادرم بودم وقتى اسلام آوردم مادرم گفت : اين دين تازه چيست كه برگزيده‌اى ؟ اين دين را رها كن يا ترك آب و نان مىكنم كه بميرم و اين ننگ براى تو ماند كه بگويند : اى مادر كش ! گفتم اى مادر اين كار را نكن كه من به هيچ وجه دست از دينم بر نمىدارم . سعد گويد مادرم يك روز غذا نخورد و بر او فشار آمد و روز و شب ديگر هم گرسنه گذراند و به سر حد طاقت رسيد . چون چنان گفتم : مادر به خدا اگر صد جان داشته باشى و يكى يكى از تن بر آيد از دينم دست بردار نيستم . حال مىخواهى غذا بخورى مىخواهى نخور . مادرم وقتى چنين ديد غذا خورد .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ . . .
( آيهء 10 ) . مجاهد گويد اين آيه دربارهء كسانى نازل شد