سعيد بن زيد و عثمان و طلحه و زبير به دو گفتند آيا محمد را تصديق كردى و به دو گرويدى ؟
ابو بكر گفت : آرى ، و شما نيز همين كار را بكنيد . آيه خطاب به سعد است كه « طريقه و روش كسى را كه به سوى من باز گشت پيروى كن » .
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ . . .
( آيهء 27 ) . به گفتهء مفسران ، چون مشركان به راهنمايى يهود از پيغمبر ( ص ) در مورد روح سؤال كردند و پاسخ آمد :
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »
[ اسراء ، 84 ] پس از هجرت پيغمبرت به مدينه احبار يهود نزد حضرت آمده گفتند شنيدهايم گفتهاى « شما را جز دانش اندكى نرسيده است » مقصودت ماييم يا مكيان ؟ پيغمبر ( ص ) پاسخ داد : همهتان . گفتند : مگر تو خود در آياتى كه بر تو نازل شد نمىخوانى كه ما را تورات دادهاند و در آن دانش همه چيز است . پيغمبر ( ص ) فرمود :
همان در برابر علم خدا اندك است . همانا چيزهايى بر شما فرستاده كه اگر بدان عمل كنيد فايده مىيابيد . احبار گفتند : چگونه چنين ادعايى مىكنى حال آنكه خود آوردهاى
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ
« 1 »
فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
. اكنون بگو « خير فراوان » با « دانش اندك » چگونه قابل جمع است ؟ آيه در پاسخ نازل گرديد كه « اگر هر چه درخت در زمين است قلم باشد و دريا مركب ، و هفت دريا در كار آيد ، كلمات پروردگار من تمام نشود » .
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ . . .
( آيهء 34 ) . باديه نشينى به نام حارث بن عمرو بن حارثه بن محارب بن حفصه نزد پيغمبر ( ص ) آمد و ساعت قيامت را پرسيد و همچنين گفت : زمين ما خشك است كى باران مىآيد ، و زنم آبستن بود ، چه مىزايد ؟ و خود مىدانم كجا زاده شدهام بگو در كجا خواهم مرد ؟ آيه در پاسخ او نازل گرديد كه « همانا خدا است كه ساعت قيامت داند و باران فرود آرد و از درون بچهدانها خبر دارد . هيچ كس نداند كه فردا چه خواهد كرد و چه به دست خواهد آورد ، و هيچ كس نداند كه در كجا خواهد مرد .
همانا خدا است كه داننده و با خبر است » .
ابو عثمان سعيد بن محمد مؤذن با اسناد از اياس بن سلمه و او از پدرش روايت مىكند كه همراه پيغمبر ( ص ) بودم مردى در رسيد با ماديانى آبستن ، و كرهاى آورده بود بفروشد . از حضرت پرسيد تو كيستى ؟ فرمود : رسول اللّه ، فرستادهء خدا . مرد پرسيد :
ساعت قيامت كى است ؟ فرمود : غيب است و كسى جز خدا نداند . پرسيد باران كى
هامش
( 1 ) از اينجا معلوم مىشود كه يهوديان كلمهء « حكمت » را مشخصا به تورات تعبير مىكردهاند . ظاهرا كلمهء حكمت عبرى و در عربى دخيل است . ضمنا ر . ك . : واژههاى دخيل در قرآن ، ص 181 .