تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
ابىّ بن خلف نازل شد كه استخوان پوسيده در دست گرفته خرد مىكرد و مىگفت : محمد مدعى است و مىپندارد كه ما بعد از مرگ برانگيخته مىشويم .
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا . . .
( آيهء 77 ) . ابو اسحاق ثعالبى با اسناد از خبّاب بن ارت روايت مىكند كه گفت : طلبى از عاص بن وائل داشتم ، به تقاضاى طلب خود رفتم . گفت : به خدا نمىدهم تا منكر محمد شوى . من نيز قسم خوردم كه تا تو بميرى و زنده شوى منكر محمد نخواهم شد . گفت هرگاه من مردم و زنده شدم و نزد اموال و اولادم بازگشتم ، بيا طلبت را خواهم داد . آيهء مورد بحث در اين باره نازل گرديد . ابو نصر احمد بن ابراهيم با اسناد از خبّاب روايت مىكند كه گفت : من آهنگر بودم و طلبى از عاص بن وائل داشتم به تقاضاى طلب خود رفتم گفت نمىدهم تا منكر محمد شوى گفتم من كافر نمىشوم و تو مىميرى و مبعوث مىشوى . گفت : اگر من پس از مرگ زنده مىشوم ، هرگاه مالى داشتم طلبت را مىپردازم و آيه مورد بحث نازل گرديد . بخارى و مسلم نيز اين روايت را آورده‌اند . به گفتهء مقاتل و كلبى ، خبّاب آهنگر بود و براى عاص بن وائل سهمى كار مىكرد و عاص حق او را نمىداد . خبّاب به طلب حقش رفت . عاص گفت امروز چيزى ندارم به تو بدهم . خبّاب گفت تا حقم را نگيرم دست از تو بر نمىدارم . عاص گفت : خبّاب تو اينجورى نبودى و سختگيرى نمىكردى . خبّاب گفت : ما قبلا همكيش بوديم و اكنون من مسلمان شده آيين ترا ترك كرده‌ام . عاص گفت : مگر شما نمىگوييد كه در بهشت طلا و نقره و حرير هست . خبّاب گفت : بلى . عاص گفت مرا مهلت ده در بهشت طلبت را مىدهم ، چرا كه اگر حرف تو راست باشد سهم من از بهشت بيش از تو خواهد بود . آيات 77 - 80 در جواب عاص نازل گرديد .

سورهء طه

طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى . . .
( آيهء 1 - 2 ) . مقاتل گويد : ابو جهل و نضر بن حارث به پيغمبر ( ص ) گفتند تو با ترك آيين ما خود را به زحمت افكندى . و آن به سبب عبادت