ابن عباس گويد : دربارهء يهود است كه به مسلمين گفتند : ما از شما به خدا نزديكتر و كتاب و پيغمبرمان مقدمتر است و مسلمين گفتند كه ما بر حقتريم كه هم به محمد ايمان داريم و هم به پيغمبر ( ص ) شما و هر كتابى كه نازل شده معتقديم در حالى كه شما با وجود علم و شناخت ، پيغمبر ( ص ) ما را به سبب حسادت منكريد . ابن عباس گويد : جدال دو گروه كه در آيه ذكر شده ، اين بود . قتاده نيز بر همين نظر است .
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا . . .
( آيهء 39 ) . به گفتهء مفسران ، مشركان مكه اصحاب رسول اللّه ( ص ) را مىآزردند و مسلمين پيوسته كتك خورده و سرشكسته نزد پيغمبر ( ص ) به شكايت مىآمدند . مىفرمود صبر كنيد كه دستور جنگ ندارم . تا هجرت نمود و آيهء بالا نازل شد كه اذن دفاع بود و اعلام اينكه جنگ رخ خواهد داد .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ . . .
( آيهء 52 ) . به گفتهء مفسران چون پيغمبر ( ص ) رويگردانى قومش را مشاهده كرد و دورى گزينى ايشان بر او سخت و گران آمد - از بس علاقه به ايمان آوردنشان داشت ، آرزو كرد كاش خدا چيزى بفرستد تا مايهء نزديك شدن دو طرف گردد . روزى در انجمنى پرجمعيت از قريشيان نشسته و دلش مىخواست آن روز آيهاى نيايد كه فاصله را دور تر سازد و اين تمنا را در دل مىگردانيد ، كه سورهء نجم نازل شد و پيغمبر ( ص ) از ابتدا تا آيهء بيستم قرائت فرمود :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى »
در اينجا شيطان آرزوى دل پيغمبر ( ص ) را بر زبان او روان گردانيد و چنين القا كرد « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » يعنى « آن پيكرههاى و الا ، اميد شفاعتشان مىرود » و قريش بدين سخن شادمان شدند و پيغمبر ، سوره را تا آخر ادامه داد تا آيهء آخر كه امر به سجده است . خود پيغمبر ( ص ) سجده كرد و مسلمانان به تبعيت او سجده كردند و همهء مشركان حاضر نيز سجده كردند و مؤمن و كافرى در مسجد الحرام نماند كه سجده نكرد الا وليد بن مغيرة و ابو احيحة بن سعيد بن عاص كه به كف دست ريگ از زمين برگرفتند و به پيشانى بسودند و سجده كردند چون پير بودند و سجده نمىتوانستند . و قريش شادمان و خرسند پراكنده شدند كه محمد از خدايان ما به بهترين وجه نام برده ؛ و گفتند : ما مىدانيم الله است كه زنده مىكند و مىميراند و روزى مىدهد ؛ خدايان ما نيز شفيع به درگاه الله هستند و اگر محمد سهمى [ از احترام و پرستش ] براى خدايان ما قائل شود با او خواهيم بود . شامگاه جبرئيل بر پيغمبر ( ص ) نازل شد و پرسيد چرا آنچه از سوى خداى تعالى بر تو نياورده بودم بر مردم خواندى و