تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
محاصره كرده‌اند عقب ببرد و سرزمين ما را فراخ كند و مانند شام و عراق چشمه‌ها روان سازد . خود مىدانى از سرزمين ما تنگ‌تر و از ما فقيرتر و تنگ روزى در جهان نيست . و نيز از خدايت بخواه كه پدران در گذشتهء ما را - از جمله قصى بن كلاب را كه پيرى راستگو بوده است - زنده كند تا بپرسيم آيا دعوى تو حق است ؟ اگر اين درخواست‌ها را به جاى آوردى ، تصديق تو كنيم و منزلت ترا نزد خدا و حقانيت ادعاى رسالتت را بدانيم و بشناسيم . پيغمبر ( ص ) پاسخ داد من براى اين كارها مبعوث نشده‌ام . من فقط مأمورم از نزد خدا پيام او را به شما برسانم ؛ و تبليغ رسالت كرده‌ام . هرگاه بپذيريد بهرهء دنيا و آخرت يابيد و اگر رد كنيد به انتظار امر خدا شكيبايى پيشه مىكنم . گفتند حال كه آن كارها را هم نكردى ، پس از پروردگارت بخواه كه فرشته‌اى به گواهى و تصديق تو نزد ما بفرستد ، و نيز بخواه تا باغ‌ها و گنج‌ها و كاخ‌هاى زرين و سيمين براى تو بيافريند و آماده سازد كه از وضع فعلى و كسب بازار ترا بىنياز و آسوده كند . پيغمبر ( ص ) فرمود : چون من كسى چنين چيزها از خدا طلب نكند و بعثت من براى اينها نبوده است . خداى تعالى مرا به عنوان مژده‌رسان و اخطارگر برانگيخته . گفتند : پس ، پس پاره‌اى از آسمان بر ما در انداز ، چون مدّعى هستى كه پروردگارت اگر بخواهد تواند . فرمود اين با خدا است كه اگر بخواهد مىكند . يكىشان گفت : هرگز به تو ايمان نياريم تا خدا و فرشتگان را دسته جمعى حاضر نمايى . و عبد اللّه بن اميه مخزومى كه پسر عاتكه بنت عبد المطلب عمهء پيغمبر ( ص ) بود گفت من به هيچ وجه ايمان نمىآرم مگر آنكه پيش چشم من از نردبانى بالا روى تا به آسمان برسى ، و از آنجا دفتر يا طومارى نوشته با چند فرشته گواه بر راستگويى خويش بياورى . پيغمبر ( ص ) دلتنگ و دل افسرده از عدم پيروى قومش و فاصلهء زياد ايشان با خودش ، به خانه بازگشت و آيات مورد بحث بدين مناسبت نازل گرديد . سعيد بن احمد بن جعفر با اسناد از عبد الملك بن عمير روايت مىكند كه از سعيد بن جبير پرسيدم آيا آيات مورد بحث در جواب عبد اللّه بن اميه نازل شده است ؟ پاسخ داد : چنين مىگويند .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ . . .
( آيهء 110 ) . ابن عباس گويد پيغمبر ( ص ) شبى در مكه شب زنده دارى و عبادت مىكرد و در سجده مىگفت : « يا رحمن يا رحيم » . مشركان گفتند محمد پيش از اين يك خدا را مىخواند حالا دو خدا را مىخواند : الله و رحمن . و ما رحمان نامى جز مسيلمه در يمامه نمىشناسيم ! خداى تعالى آيه فرو فرستاد كه « الله را